كردهاند ، چون از فساد رأى تو و مرضى كه در نفس تو است آگاهى داشتهاند » هم چنان كه عين همين اشكال را قوم عاد به پيغمبر خود هود ( ع ) - وقتى هود آنان را به دين توحيد دعوت نمود - كردند . هود گفت : « خداى تعالى آن كسى است كه بايد به او اميدوار بود و از او ترسيد ، نه خدايان شما كه نه اميد نفعى در آنها است و نه مىتوانند ضررى برسانند » در جوابش گفتند :
« بعضى از خدايان ما تو را به چنين روزى انداخته » . قرآن كريم اين داستان را نقل كرده و احتجاج هود و جواب قومش را چنين حكايت مىكند : « وَيا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْه يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ وَلا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ قالُوا يا هُودُ » - تا آنجا كه مىفرمايد - « إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّه وَاشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ مِنْ دُونِه فَكِيدُونِي جَمِيعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ » « 1 » .
و چون جاى چنين سخنى در ميان بود لذا ابراهيم ( ع ) اضافه كرد كه : * ( « وَلا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِه » ) * . و اين جمله در عين اينكه شبهه مزبور را دفع مىكند ، در عين حال برهان تامى بر نفى ربوبيت شركاى مشركين نيز هست .
و ما حصل آن اين است كه : شما مىخواهيد با بيم دادن از خطر بتها در دل من القاى شبهه نموده مرا به بتپرستى و ترك توحيد وادار كنيد ، در حالى كه من از بتهاى شما ذرهاى نمىترسم ، زيرا همه آنها مخلوقاتى هستند كه نفع و ضرر خود را مالك نبوده ديگرى مدبر آنها است و بنا بر اين ديگر ارزشى براى حجت شما نيست .
و به فرضى هم كه من از ضرر شركاى شما مىترسيدم تازه همين ترس هم خود دليل ديگرى بر ربوبيت خداى تعالى و آيتى از آيات توحيد او بود ، زيرا او خواسته است كه من از شركاى شما بترسم نه شركاى شما كه قادر بر چيزى نيستند ، و شما خود اعتراف داريد كه پروردگار من به هر چيزى عالم و آگاه است ، و از هر حادثه و هر خير و شرى كه در مملكتش رخ دهد با خبر است ، با اين حال چطور تصور مىشود در اين مملكت كه به منظور غاياتى صحيح و متقن ايجادش كرده چيزهاى نافعى را سراغ داشته باشد و بندگان را در انتفاع از آن اذن نداده
هامش
( 1 ) و اى قوم از پروردگار خود طلب مغفرت كنيد ، و به درگاهش توبه و بازگشت نمائيد ، تا اينكه آسمان را مامور كند كه بر شما ببارد ، و نيرويى بر نيرويتان بيفزايد ، و از راه گنه كارى و سرپيچى ، از گفته هايم اعراض نكنيد . گفتند اى هود - تا آنجا كه مىفرمايد - : ما چيزى در باره تو نمىپنداريم مگر اينكه بعضى از خدايان ما به تو خشمناك شده و به مشاعر و ادراكت لطمه وارد ساخته است ، هود گفت : من خداى را شاهد مىگيرم شما هم شاهد باشيد كه من از شركاى شما بيزارم ، و ربوبيت را جز براى خداى تعالى قائل نيستم ، شما هم هر چه مىخواهيد بكنيد ، و مرا مهلت ندهيد . سوره هود آيه 52 - 55