تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
بعد از شنيدن بيزارى ابراهيم از بتها آغاز كردند . و آيه مورد بحث و همچنين آيه بعديش مشتمل بر بخش دوم احتجاجات ابراهيم ( ع ) است . گر چه در اين آيات حجتى را كه مردم عليه ابراهيم اقامه كردند ، صريحا حكايت نكرده و ليكن از جمله * ( « وَلا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِه » ) * تلويحا معلوم مىشود كه چه مىگفته‌اند . زيرا ابراهيم ( ع ) در رد گفتار آنان فرمود : من از اين بتهاى شما نمىترسم . پس معلوم مىشود كه دليل آنان بر شرك و بتپرستى ترس از بتها بوده . در مباحث قبلى هم اشاره كرديم و باز هم در جاى مناسبش خواهد آمد كه به طور كلى بشر را يكى از دو چيز به شرك واداشته يا خوف از غضب آلهه و بيم از سلطنتى كه براى آن الهه نسبت به حوادث زمينى قائل بوده يا اميد به بركت و سعادتى بوده كه براى بتهاى خود مىپنداشته . و از اين دو امر بيشتر همان خوف در نفوس آنان تاثير داشته براى اينكه طبعا اعتماد و اميد مردم به خودشان است ، و كمتر به ديگران اميدوار مىشوند و هر نعمت و سعادتى كه كسب كرده و به دست مىآورند همه را از ناحيه خود و مرهون جد و جهد خود مىدانند ، و اگر هم همه را مستند به كوشش خود ندانند ، و غنيمت حاصله از قبيل ارث و يا گنج و يا رياستى باشد ، آن را از ناحيه جد اعلا و يا بخت نيك مىدانند . پس مساله اميدوارى آن قدرها در نفوس تاثير ندارد كه بتوان بتپرستى را مستند به آن نمود ، حتى مسلمين هم با آن همه معارف الهيى كه در اختيارشان است از تهديد و انذار بيشتر متاثر مىشوند تا از وعده و بشارت ، و لذا در قرآن هم مىبينيم كه از وظائف انبيا ( ع ) انذار را بيشتر ذكر مىكند تا بشارت را ، با اينكه هر دو از وظائف آنان و از طرقى است كه در دعوت دينى خود به كار مىبرند . كوتاه سخن اينكه : گفتيم از كلام ابراهيم برمىآيد كه مشركين در احتجاج با آن جناب راجع به بتپرستى خود راه تهديد را پيش گرفته وى را از قهر خدايان ، بيم مىدادند ، و او را نصيحت مىكردند كه شايد بتوانند با خودشان در بتپرستى و ترك توحيد هم آواز سازند . ابراهيم ( ع ) نيز چون ديد كه حجت آنان به دو حجت تجزيه مىشود : يكى رد بر ربوبيت خداى سبحان و ديگرى اثبات عقيده ربوبيت بتها ، لذا او هم از هر دو ، جواب داد . البته به طورى كه بعدا توضيح مىدهيم جواب از جهت اولى بى نياز از جوابى كه از جهت دوم داد ، نيست . ابراهيم ( ع ) در جواب از احتجاج اولى آنان چنين گفت : * ( « أتُحاجُّونِّي فِي اللَّه وَقَدْ هَدانِ » ) * يعنى من در امر انجام شده اى قرار گرفته‌ام ، و به هدايت پروردگار راه حق را