تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
بگوييم چون خبر يعنى كلمه « ربى » مذكر بوده ، از اين جهت مبتدا را هم مذكر آورد . زيرا هيچ كدام از اين توجيه ها قانع كننده نيست . و ما به زودى در اين باره مفصلا بحث خواهيم كرد - ان شاء اللَّه - . حاصل اينكه ، از سياق اين آيات و آيات ديگرى كه مناظرات ابراهيم ( ع ) را با پدر و قومش در باره توحيد حكايت مىكند برمىآيد كه وى قبل از آن ايام ، دور از محيط پدر و قومش زندگى مىكرده ، و لذا به آنچه كه مردم از جزئيات و خصوصيات موجودات و همچنين از سنن و آداب معموله با خبر بودند ، او با خبر نبوده ، و در اوايل رشد و تميزش از آن جا و مكانى كه داشته ، بيرون آمده و به پدر خود پيوسته است ، و در آن موقع بوده كه براى اولين بار چشمش به بتها مىافتد و از پدرش مىپرسد كه اين چيست ؟ و وقتى آن جواب را مىشنود شروع مىكند به مشاجره و خدشه دار كردن الوهيت بتها و پس از قانع كردن پدر به سر وقت قوم رفته ، آنان را نيز قانع مىكند ، آن گاه به سراغ پرستش ارباب بتها يعنى كواكب و خورشيد و ماه رفته يكى پس از ديگرى را پروردگار خود فرض نمود تا اينكه همه غروب كردند ، آن گاه ربوبيت آنها را باطل نموده و در اثبات توحيد خالص چنين گفت : * ( « إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً وَما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ » ) * و از شواهد و نمونه هايى كه بعدا ذكر مىكنيم چنين برمىآيد كه اين احتجاج و استدلال را در دو روز و يك شب به پايان رسانيده است . ابراهيم ( ع ) خود بر اين معنا بصيرت و بينش داشته است كه براى آسمانها و زمين آفريدگارى است و او « اللَّه تعالى » است ، و در اين امر شريكى براى او نيست ولى در مقام استدلال از اين معنا به جستجو برمىخيزد كه آيا در بين مخلوقات خدا چيزى هست كه آن نيز پروردگار مردم و ابراهيم باشد ؟ مثلا آيا خورشيد و ماه يا چيز ديگرى هست كه در تدبير عالم شريك خدا باشد ؟ يا اينكه همه امور عالم تنها به دست خداى تعالى است و بس ، و پروردگارى جز او نيست ؟ البته خداى تعالى در همه اين مراحل او را مدد و يارى مىنموده و با ارائه ملكوت آسمانها و زمين بنيان دلش را محكم كرده بود ، ابراهيم ( ع ) به قدرى واقع بين بود كه هر چه را مىديد قبل از اينكه متوجه خود آن و آثار وى بشود ، نخست متوجه انتسابش به خداوند شده و اول تكوين و تدبير خداى را در آن مشاهده مىكرد و سپس به خود او متوجه مىشد . قرآن در اين باره مىفرمايد : * ( « وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » ) * « 1 » و نيز
هامش
( 1 ) اينچنين ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان مىدهيم . سوره انعام آيه 75