أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خائِبِينَ » ناگهان رشته سخن را قطع نموده ، به عنوان جمله معترضه خطاب به رسول گرامى خود نموده و فرمود : « لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ » تا كسى توهم نكند كه رسول خدا ( ص ) دخالتى در مساله قطع و كبت دارد ، بلكه اين خداى سبحان است كه سنت اسباب و مسببات را وضع كرده ، در بين اسباب و مسببات آن مسببى در خارج واقع مىشود كه سببش قوىتر از ساير اسباب باشد ، حال چه اينكه حق باشد و چه باطل ، چه خير باشد و چه شر ، چه هدايت باشد چه ضلالت ، چه عدل باشد و چه ظلم ، و نيز چه در باره مؤمن باشد يا كافر ، چه محبوب باشد چه مبغوض ، چه رسول خدا ( ص ) باشد و چه ابو سفيان .
بله البته اين هست كه خداى سبحان عنايت خاصى به دين و اولياءش دارد و نظام كون و اسباب جارى در آن را ، طورى به جريان مىاندازد كه نتيجه اش غلبه دين و فراهم شدن زمينه براى حكومت اولياءش در زمين گشته تا عاقبت به نفع متقين باشد .
و امر نبوت و دعوت از اين سنت جاريه مستثنا نيست ، و لذا هر زمان كه اسباب عادى در تقدم و پيشرفت اين دين و غلبه مؤمنين دست به دست هم داده ، اين تقدم حاصل گرديده است ، مانند بعضى از جنگهاى رسول خدا ( ص ) ، و هر زمانى كه موافق نبوده مثلا نفاق و نافرمانى امر رسول و يا فشل و جزع در بين مسلمين پيدا شده ، غلبه و پيروزى نصيب مشركين گرديده ، و مؤمنين شكست خوردهاند و همچنين است حال در ساير انبيا با مردم ، چون دشمنان انبيا به خاطر آنكه اهل دنيا بودند ، و همه تلاششان در آباد كردن دنيا و بسط قدرت و تشديد نيرو و جمع آورى اجتماعات بود ، غلبه ظاهرى هم همواره با آنان بوده است و هميشه انبيا مغلوب بودهاند ، يا مانند زكريا مقتول و يا چون يحيى مذبوح ، و يا چون عيسى مهجور و يا مبتلا به گرفتاريهاى ديگر بودند .
بله هر زمانى كه ظهور و غلبه حق و اثبات حقانيت آن موقوف شد و يا بشود به اينكه نظام عادى خرق و نقض شود و به عبارت ديگر هر زمان كه امر حق داير بين مرگ و حيات شود ، بر خداى سبحان است كه دين خود را يارى كند ، و نگذارد حجتش ضعيف و يا باطل گردد ، و ما قسمتى از اين بحث را در جلد اول عربى اين كتاب آنجا كه از اعجاز ، سخن مىگفتيم ، و نيز در جلد دوم آنجا كه پيرامون احكام اعمال بحث مىكرديم گذرانديم ، ( بدانجا مراجعه شود ) .
و اينك بر سر سخن مذكور بر مىگرديم : پس سخن طايفه اى كه گفتند : * ( « أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ ) * » پس مگر ما هيچ كارهايم ؟ ! در حقيقت اظهار شك در حقانيت دين بوده آن هم