تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
است ؟ جوابش منفى ، و از هر كس بپرسى تعصب ورزيدن نسبت به مسلمانى بيگانه ولى پيرو حق چگونه است ؟ جوابش مثبت است ، از هر مسلمانى بپرسى غيرت ورزيدن نسبت به رفتار داماد با دخترت ، و نسبت به رفتار پسرت با همسرش چطور است ، جواب مىدهد در هر دو مورد اگر غيرت ورزيدن مايه خشنودى خدا است صحيح است ، و اگر پيروى هواى نفس است باطل است ) .
* ( « الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّه ) * . . . * ( الطَّاغُوتِ » ) * در اين آيه شريفه بين * ( « الَّذِينَ آمَنُوا » ) * و بين * ( « الَّذِينَ كَفَرُوا » ) * از نظر چگونه قتال كردن مقايسه شده است ، كه مؤمنين چه جور قتال مىكنند ، و كفار چگونه ؟ و به عبارتى ديگر از جهت نيت هر يك از دو طايفه در قتال كردنشان مقايسه شده است ، تا با اين بيان شرافت و فضيلت مؤمنين بر كفار در طريقه زندگيشان معلوم شود ، و روشن گردد كه طريقه مؤمنين ، به خداى سبحان منتهى مىگردد ، و تكيه مؤمنين بر جناب او است ، ولى راه كفار به طاغوت منتهى مىشود ، و در نتيجه اين روشنگرى ، مؤمنين به سوى قتال با كفار تحريك مىشوند . * ( « فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً » ) * آنهايى كه راه كفر را پيش گرفته‌اند ، بدان جهت كه در راه طاغوت قرار گرفته‌اند ، از ولايت خداى تعالى خارج شده‌اند ، و در نتيجه ديگر مولايى ندارند ، ولى آنان همان ولى شرك و پرستش غير خداى تعالى است ، و او شيطان است ، پس ولى كفار شيطان است ، و ايشان نيز اولياى اويند . و اين كه در آخر آيه فرمود : كيد شيطان ضعيف است ، دليلش اين است كه روش طاغوت كه همان كيد شيطان باشد ، چيزى جز ضعف نيست ، و به همين جهت است كه مؤمنين را به بيان ضعف روش كفار تشويق و بر قتال كفار تشجيع مىكند ، و بر كسى پوشيده نيست كه ضعف كيد شيطان نسبت به راه خدا با قوت آن نسبت به افراد هواپرست منافاتى ندارد .

بحث روايتى

در مجمع البيان در ذيل آيه : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ . . . » ) * مىگويد : اگر در اين آيه اسلحه را « حذر » خوانده از اين جهت بوده كه اسلحه وسيله و آلت حذر است ، آن گاه اضافه كرده كه اين معنا از امام ابو جعفر ( ع ) روايت « 1 » شده ، و نيز گفته است : از امام
هامش
( 1 ) مجمع البيان ج 2 ص 154 جزء 5 مكتبة الحياة بيروت .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 675 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى