تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
ابى جعفر ( ع ) روايت شده كه فرمود : مراد از ثبات ، سريه ها ، و به اصطلاح امروز گردان و يا هنگها و مراد از جميع ، لشگر است « 1 » . و در تفسير عياشى از سليمان بن خالد از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : خداى تعالى كسانى كه گفتند : خداى چه رحمى به ما كرد كه با رسول خدا ( ص ) نبوديم ، و آسيب نديديم را مؤمن خوانده و فرموده : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً » ) * - ، تا آنجا كه ( اگر مصيبتى به شما برسد مىگويند خدا به ما انعام كرد ، كه با شما نبوديم . . . ) « 2 » . و چنين به نظر مىرسد كه به راستى مؤمنند در حالى كه مؤمن نيستند كه هيچ ، بلكه هيچ كرامتى هم ندارند ( ولى چون جزء جمعيت مؤمنين و داخل آنانند ) فرموده : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » ) * ، چون اگر فرضا اهل آسمان و زمين چنين سخنى بگويند ، يعنى بگويند : ( خدا چه انعامى به ما كرد كه با رسول خدا ( ص ) نبوديم ) ، به همين خاطر مشرك مىشدند ، پس افرادى كه قرآن كريم اين گفتار را از ايشان حكايت مىكند مشرك بودند ( چون به قول معروف هم خدا را مىخواستند و هم خرما را ) ، وقتى مصيبتى به مسلمانان مىرسيد چنين مىگفتند ، و وقتى مسلمانان به غنيمتى مىرسيدند ، مىگفتند اى كاش ما نيز با آنان بوديم و به رستگارى عظيمى رستگار مىشديم ، يعنى در راه خدا جنگ مىكرديم ( و غنيمت مىبرديم ) « 3 » . مؤلف قدس سره : اين معنا را طبرسى در مجمع « 4 » و قمى در تفسير « 5 » خود از آن جناب روايت كرده‌اند و منظور آن جناب از شرك ، شرك معنوى است نه ظاهرى كه باعث كفر بشود ، و ظاهر احكام اسلام را از صاحبش سلب كند ، كه بيانش گذشت . و در همان كتاب از حمران از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه در تفسير آيه : * ( « وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ . . . » ) * فرموده : ماييم آنها « 6 » . مؤلف قدس سره : اين روايت را از سماعة از امام صادق ( ع ) نيز نقل كرده ،
هامش
( 1 ) مجمع البيان ج 2 ص 155 جزء 5 مكتبة الحياة بيروت . ( 2 ) تفسير عياشى . ( 3 ) تفسير عياشى ج 1 ص 257 حديث 191 . ( 4 ) مجمع البيان ج 1 ص 157 جزء 5 مكتبة الحياة - بيروت . ( 5 ) تفسير قمى ج 1 ص 143 . ( 6 ) تفسير عياشى ج 1 ص 257 حديث 193 .