تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
و براى هر انسانى وارثانى قرار داديم ، تا از آنچه پدران و مادران و خويشاوندان به جاى مىگذارند ارث ببرند ، و اما افرادى كه - وارث و خويشاوند شما نيستند ، ولى شما ، با آنان دست پيمان ازدواج داده‌ايد ، بايد بهره شان را بدهيد ، كه خدا بر همه چيز گواه است ( 33 ) . مردان بر زنان قيمومت و سرپرستى دارند ، به خاطر اينكه خدا بعضى را بر بعضى برترى داده ، و به خاطر اين كه مردان از مال خود نفقه زنان و مهريه آنان را مىدهند ، پس زنان صالح و شايسته بايد فرمانبر شوهران در كامگيرى و تمتعات جنسى و حافظ ناموس و منافع و آبروى آنان در غيابشان باشند ، همانطور كه خدا منافع آنان را حفظ فرموده ، و زنانى را كه بيم داريد نافرمانيتان كنند ، نخست اندرز دهيد ، اگر به اطاعت در نيامدند ، با آنها قهر كنيد ، و در بستر خود راه ندهيد ، و اگر اين نيز مؤثر نشد بزنيدشان اگر به اطاعت در آمدند ديگر براى ادامه زدنشان بهانه جويى مكنيد ، و به خاطر علوى كه خدا به شما داده مغرور نشويد ، كه دارنده علو و بزرگى خدا است ( 34 ) . و اگر ترسيديد كار به جدايى بكشد ، داورى از خانواده مرد و داورى از خانواده زن بفرستيد ، كه اگر بناى آن دو به اصلاح باشد خداى تعالى بينشان را توافق پديد مىآورد ، كه خدا همواره دانايى با خبر است ( 35 ) . بيان آيات اين آيات مربوط به آيات گذشته اى است ، كه متعرض احكام ارث و احكام نكاح بود در اين آيات آن احكام را تاكيد مىكند و بعضى از احكام كلى را هم نتيجه مىگيرد ، احكامى كه پاره اى از خللهايى كه در معاشرت بين مردان و زنان رخ مىدهد را ، اصلاح مىكند . * ( « وَلا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّه بِه بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ » ) * . كلمه ( تمنى ) كه فعل نهى ( لا تتمنوا ) از آن گرفته شده ، به معناى اين است كه انسان بگويد اى كاش فلان جريان فلان جور پيش مىآمد ، ( و يا فلان چيز را مىداشتم ) ، و اگر چنين گفتارى را تمنا بنامند ظاهرا از باب نامگذارى و توصيف لفظ به صفت معنا است ، چون تمنا و آرزو كار زبان نيست ، بلكه كار دل است ، دل وقتى به چيزى كه آن را دوست مىدارد ولى دست يافتن به آن را دشوار و يا غير ممكن مىبيند ، حالت آرزو در آن پيدا مىشود ، حال چه اين كه صاحب اين دل آرزويش را به زبان نيز جارى بكند و يا نكند . و از ظاهر آيه بر مىآيد كه مىخواهد از آرزويى خاص نهى كند ، و آن آرزوى داشتن برتريهايى است كه در بين مردم ثابت است ، برتريهايى كه ناشى مىشود از تفاوتهايى كه بين اصناف انسانها است ، بعضى از صنف مردانند و به همين خاطر برتريهايى دارند ، بعضى از