تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
در تفسير طبرى و غير آن نقل شده كه : هر چه خداى تعالى از آن نهى كرده كبيره است ، مخالف با اين روايات در معناى كبيره نيست ، بلكه خواسته است بگويد : همه گناهان در مقايسه با حقارت انسان و عظمت پروردگارش كبيره است . 2 - مطلب دومى كه با اين روايت روشن مىشود ، اين است كه اگر در بعضى از روايات گذشته و آينده كبيره ها منحصر در هشت و يا نه كبيره شده ، نظير بعضى از روايات نبويه اى كه از طرق اهل سنت نقل شده ، و يا منحصر در بيست كبيره شده ، نظير اين روايات و يا هفتاد نظير رواياتى ديگر ، همه به اعتبار اختلافى است كه در بزرگى گناه است ، هم چنان كه در روايت مورد بحث در باره شرك به خداى تعالى تعبير كرده بود به بزرگترين كباير ، و در الدر المنثور است كه بخارى و مسلم و ابو داود و نسايى و ابن ابى حاتم از ابى هريره روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : از هفت گناه كشنده اجتناب كنيد ، اصحاب پرسيدند : آن هفت گناه كدام است ، يا رسول اللَّه فرمود : شرك به خدا و كشتن بناحق انسانى كه خونش محترم است ، و سحر و ربا خوارى ، و خوردن مال يتيم ، و پشت كردن به لشگر دشمن در روز جنگ ، و تهمت زنا به زنان مؤمن ( بىگناه و از همه جا بىخبر ) زدن « 1 » . و در همان كتاب است كه ابن حيان و ابن مردويه ، از ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم ، از پدرش محمد ، از جدش عمرو بن حزم ، روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) نامه اى به اهل يمن نوشت ، و در آن واجبات و مستحبات و ديات را بر شمرده ، به دست عمرو بن حزم داد تا برساند . عمرو مىگويد : در آن نامه آمده بود از همه گناهان كبيره بزرگتر ( در نزد خدا و در قيامت ) ، شرك ورزيدن به خدا است ، و سپس كشتن انسانى مؤمن بدون حق ، و فرار در روز جنگ و عاق والدين شدن ، و تهمت زنا به زنان پاكدامن زدن ، و سحر آموختن ، و ربا خوردن ، و مال يتيم را تصرف كردن « 2 » . و در همان كتاب است كه عبد اللَّه بن احمد در كتاب ( زوائد الزهد ) از انس روايت كرده كه گفت : من از رسول خدا ( ص ) شنيدم مىفرمود : آگاه باشيد كه شفاعت من مخصوص اهل كباير از امت من است ، آن گاه اين آيه را تلاوت فرمودند : * ( « إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْه نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ . . . » ) * « 3 » .
هامش
( 1 و 2 ) الدر المنثور ج 2 ص 146 . ( 3 ) الدر المنثور ج 2 ص 145 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 530 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى