جامعه را به فساد و هلاكت مىكشاند ، و اين معاملات باطل از نظر دين عبارتند از : امثال ربا و قمار و معاملات كتره اى كه طرفين و يا يك طرف نمىداند چه مىدهد و چه مىگيرد ، حدود و مشخصات كالا و يا بها مشخص نيست ، - مانند معامله با سنگريزه و هسته خرما ، - به اين گونه كه سنگريزه يا هسته خرما را به طرف اجناس فروشنده پرتاب كنم ، روى هر جنسى افتاد ، با پرداخت مثلا پنجاه تومان ، آن جنس مال من باشد و امثال اين معاملات كه اصطلاحا آن را غررى مىگويند .
و بنا بر اين استثنايى كه در جمله : * ( « إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ » ) * وجود دارد استثناء منقطع است ، ( مثل اين مىماند كه كسى بگويد : هيچ معامله باطلى نكنيد ، مگر آن معامله اى كه صحيح باشد ) كه اينجور استثنا آوردن جز بخاطر افاده نكته اى جايز نيست ، و نكته آن در آيه مورد بحث پاسخ به سؤالى است كه ممكن است بشود ، و يا جلوگيرى از توهمى است كه ممكن است شنونده بكند ، زيرا بعد از آنكه از خوردن مال به باطل نهى كرد ، و نوع معاملاتى كه در جامعه فاسد جريان داشت و اموال از راه معاملات ربوى و غررى و قمار و امثال آن دست به دست مىگشت ، به نظر شرع باطل بود ، جاى اين توهم بود كه بطور كلى معاملات باعث انهدام اركان مجتمع مىشود ، و اجزاى جامعه را متلاشى و مردم را هلاك مىكند .
لذا پاسخ داد كه نه ، همه معاملات اينطور نيستند ، بلكه يك نوع معامله وجود دارد كه نه تنها آن مفاسد را ندارد ، بلكه توانايى آن را دارد كه پراكندگىهاى جامعه را جمع و جور كند ، و جامعه را از نظر اقتصاد پاى بر جا سازد ، و استقامتش را حفظ نمايد ، و آن تجارتى است كه ناشى از رضايت طرفين و هم از نظر شرع مقدس صحيح باشد ، و اين است آن تجارتى كه حوايج جامعه را بر آورده خواهد كرد .
و استثناء در آيه مورد بحث نظير استثناء در آيه زير است ، كه مىفرمايد : « يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلا بَنُونَ ، إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّه بِقَلْبٍ سَلِيمٍ » « 1 » ، كه وقتى سودمند بودن در قيامت را به كلى از مال و فرزندان نفى كرد ، جاى اين بود كه كسى توهم كند پس در قيامت هيچ كس رستگار نمىشود ، چون بزرگترين چيزى كه انسان در دنيا با آن سر و كار دارد ، و از آن بهره مند مىشود ، مال و اولاد است ، اگر اين دو - آن طور كه خداى تعالى فرموده - در قيامت نفعى به ما نرسانند ديگر جز نوميدى و خسران براى ما چه مىماند ، لذا براى دفع اين توهم فرمود : نه اينطور نيست ، يك چيزى هست
هامش
( 1 ) سوره شعرا آيه 88 - 89 .