از تابعين از فقهاى حجاز و يمن و غير ايشان مخالفت نموده ، حتى مثل ابن جريح كسى كه خود يكى از ائمه حديث است ، آن قدر در متعه گرفتن مبالغه داشت ، كه هفتاد زن را متعه گرفت ( به ترجمه ابن جريح در كتاب تهذيب التهذيب و ميزان الاعتدال مراجعه فرمائيد ) ، و مثل مالك امام مالكىها يكى از امامان چهارگانه حديث ، ( براى آگاهى بيشتر از اقوالى كه در باب متعه هست و بحثهاى فقهى و كلامى ، به كتبى كه اساتيد فن از قدما و متاخرين و مخصوصا كتبى كه در عصر حاضر بعضى از اهل نظر در خصوص اين مساله نوشتهاند مراجعه كنيد ) .
با اين حال متاخرين از اهل تفسير به كلى مساله متعه را مسكوت گذاشته ، آيه متعه را به نكاح دائم تفسير كردهاند ، البته خواستهاند چنين كنند ، ولى مگر ممكن است ؟ و از مساله متعه تنها گفتهاند : سنتى بوده كه رسول خدا ( ص ) آن را باب كرد ، و سپس به وسيله حديث خود آن جناب نسخ شد ، و سپس در اين اواخر در صدد بر آمدند بگويند اصلا متعه يكى از انواع زناى جاهليت بوده ، و رسول خدا ( ص ) يكى دو بار آن را جايز كرد و در آخر براى ابد از آن نهى فرمود ، تا اينكه نوبت رسيد به همين آقاى اخير كه بگويد اصلا متعه زنايى است جاهلى محض ، و اصلا در اسلام وارد نشده ، الا آنچه كه در كتب شيعه آمده ، و خدا داناتر است ، كه از اين به بعد بر سر مساله متعه چه بياورند .
و يكى از سخنان عجيبى كه در مورد متعه گفته شده سخن زجاج است ، كه در ذيل آيه متعه گفته است : قومى در معناى اين آيه مرتكب غلط بسيار بزرگى شدهاند ، چون بسيار جاهل بودهاند ، و آن اين است كه جمله * ( « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِه مِنْهُنَّ » ) * نظر به متعه دارد ، متعه اى كه اهل علم همه اجماع دارند بر اينكه حرام است ، آن گاه اضافه كرده كه معناى استمتاع همان نكاح است ، و من متحيرم كه كجاى گفتار زجاج را اصلاح كنم ، آيا به اين قسمتش بپردازم ، كه امثال ابن عباس و ابى و غيره را جاهل به علم لغت دانسته ؟ و يا اين ادعايش را كه هر كس متعه را حرام بداند عالم است ، و همه علما بر حرمت آن اجماع دارند ؟ ، و يا اين دعويش را كه خود را اهل خبره به لغت مىداند ، و در عين حال استمتاع را به معناى نكاح گرفته است ! .
بحث علمى
رابطه نسب و خويشاوندى - يعنى همان رابطه اى كه يك فرد از انسان را از جهت ولادت و اشتراك در رحم به فرد ديگر مرتبط مىسازد ، - اصل و ريشه رابطه طبيعى و تكوينى در پيدايش شعوب و قبائل است ، و همين است كه صفات و خصال نوشته شده در خونها را با