تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
مولاى خود بودند ، و مخصوصا در مساله فحشا و فسق و فجور - اگر اتفاق مىافتاد - به دستور مولايشان بوده كه آن موالى مىخواستند از راه ناموسفروشى كنيزان خود ، عوايدى بدست آورند ، و ما اين معنا را از آيه شريفه : « وَلا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً » « 1 » ، ( و كنيزان خود را مجبور به دادن زنا نكنيد در صورتى كه خودشان مىخواهند عفيف باشند ) استفاده مىكنيم ، پس اگر در آن ايام كنيزى به دادن زنا عادت مىكرد و اين عمل را كاسبى خود قرار مىداد . به امر مولايش بود ، چون او نمىتوانست از انجام فرمان مولايش تمرد كند ، و اما اگر مولايش او را به اين كار وا نمىداشت ، و كنيز هم كنيز با ايمانى بود ، تقواى اسلامى هر چند تقواى ظاهريش نمىگذاشت مرتكب زنا شود ، ( چون اسلام و ايمان او را به عفت دعوت مىكرد ) در چنين فرضى اگر كنيزى مرتكب زنا مىشد ، نصف حد زنان آزاد را داشت ، پس مىتوان در حق چنين كنيزى گفت : * ( « فَإِذا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفاحِشَةٍ . . . » ) * ( يعنى اگر كنيزى كه اسلام و ايمان او را داراى عفت كرده ، با اينهمه زنا بدهد نصف حد زن آزاد را دارد ) . از اينجا روشن مىشود كه آيه شريفه به خاطر شرطى كه در آن هست مفهوم ندارد ، - توضيح اينكه در علم اصول ثابت شده كه مفهوم شرط ، حجت است ، و اگر گوينده اى مثلا به زير دست خود فرمان دهد كه اگر فلانى تو را احترام كرد تو نيز او را احترام كن ، مفهوم آن اين است كه اگر او تو را احترام نكرد ، تو نيز احترامش مكن ، - حجت خواهد بود ) « مترجم » . در اينجا ممكن است كسى مفهوم بگيرد و بگويد اگر كنيزان نخواهند عفت خود را حفظ كنند شما مىتوانيد آنان را مجبور به دادن زنا كنيد ، و ليكن اين مفهوم در مورد آيه شريفه مورد بحث حجيت ندارد ، و يا بگو بنا بر معنايى كه ما كرديم اصلا مفهوم ندارد ، زيرا كنيزان اگر نمىخواستند عفت به خرج دهند ، از ناحيه مولايشان مجبور به زنا دادن مىشدند ، و دستور آنان را به رضا و رغبت خود اطاعت مىكردند ، ديگر اكراهى فرض نداشت ، هم چنان كه آيه ( 33 ) سوره نور نيز ، مفهوم ندارد چون وقتى خود كنيز نمىخواهد عفيف و پاكدامن باشد ، و خودش از دادن زنا خوشش مىآيد ديگر موضوعى براى اكراهشان از ناحيه مولى باقى نمىماند . * ( « ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ . . . » ) * كلمه عنت به معناى جهد و شدت و هلاكت مىآيد ، و گويا مراد از آن زنا است ، كه نتيجه وقوع انسان در مشقت تجرد و شهوت نكاح است ، و خود مايه هلاك آدمى است ، و چون در زنا هم معناى جهد خوابيده و هم شدت و هم هلاكت ، از اين جهت آن را عنت خوانده‌اند .
هامش
( 1 ) سوره نور آيه 33 .