را قبول نموده آياتى از قرآن در باره اش نازل شد « 1 » .
مؤلف قدس سره : اين روايات مفصلتر از اين است ، و ما خلاصه اش را نقل كرديم ، و اگر روايت درست باشد ، سبب ديگرى براى نزول آيه مورد بحث است ، غير از آن سببى كه همه آيات اين داستان يعنى داستان جنگ احد در باره اش نازل شده . و در تفسير عياشى از امام باقر ع روايت شده كه در ذيل جمله : * ( « وَلَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا . . . » ) * فرمود : اصرار به اين معنا است كه گنه كار گناهى مرتكب شود ، نه از خدا طلب آمرزش كند ، و نه نفس خود را ( ملامت نموده ) وادار به توبه سازد ، اين است معناى اصرار « 2 » .
و در تفسير الدر المنثور است كه احمد از ابى سعيد خدرى از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : ابليس به خداى عز و جل عرضه داشت : به عزتت سوگند كه تا هستم نسل آدم را ما دام كه جان در بدن دارند گمراه مىكنم ، خداى عز و جل فرمود : به عزتم سوگند كه همواره آنها را ما دام كه از من مغفرت بخواهند مىآمرزم « 3 » .
و در كافى از امام صادق ع روايت آورده كه فرمود : هيچ گناهى ( هر قدر هم كه كوچك باشد ) با اصرار در ارتكابش صغيره نيست ، و هيچ گناهى هر قدر هم كه بزرگ باشد با استغفار از آن كبيره نيست « 4 » .
و در تفسير عياشى از امام صادق ع روايت كرده كه در حديثى فرمود : و در كتاب خداى تعالى نجات از هر پستى و بصيرت از هر كوردلى و شفا از هر بيمارى اخلاقى ، وجود دارد ، و شما آن را در آياتى جستجو كنيد كه به توبه و استغفار امرتان مىكند ، مثلا مىفرمايد :
* ( « وَالَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّه فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ ، وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّه ، وَلَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ » ) * .
و نيز فرموده : « وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَه ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّه يَجِدِ اللَّه غَفُوراً رَحِيماً » ، اين نمونه اى است از آياتى كه خداى تعالى در آن امر به استغفار فرموده ، البته ( در آياتى ديگر )
هامش
( 1 ) امالى شيخ صدوق ص 45 ح 3 .
( 2 ) تفسير عياشى ج 1 ص 198 ح 144 .
( 3 ) الدر المنثور ج 2 ص 77 .
( 4 ) اصول كافى ج 2 ص 288 ح 1 .