تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
كه مقتضاى ظواهر كتاب و سنت همين است ، الا اينكه نظامى كه حاكم در آخرت است غير از نظامى است كه در دنيا حاكم است ، چون آخرت دار ابديت و بقا است ، و دنيا دار زوال و فنا است ، و به همين جهت انسان در بهشت مىخورد ، و مىنوشد و نكاح مىكند و لذت شهوانى مىبرد ، ولى در آنجا دچار عوارضى كه در دنيا بر او وارد مىشد نمىگردد و همچنين انسان دوزخى در آخرت بين آتش مىسوزد ، و سوزش آتش را مىچشد و از خوردنيها و نوشيدنيها و مسكن و همنشين دوزخيش شكنجه مىبيند ، ولى آثار سوختن دنيايى را ندارد ، ( نه ذغال مىشود و نه خاكستر و نه مىميرد ) و همچنين در آخرت عمرى ابدى و بى پايان دارد ، ولى آثار طول عمر دنيايى از قبيل كهولت و پيرى و سالخوردگى را ندارد ، و همچنين ساير شؤون حياتى دنيايى را دارد ولى آثار دنيايى آن را ندارد ، و اين نيست مگر به خاطر اينكه عوارض و لوازم نامبرده از لوازم نظام دنيوى است ، نه از لوازم مطلق نظام ( چه دنيايى و چه آخرتى ) پس دنيا دار تزاحم و تمانع است ، ولى آخرت چنين نيست ( پس مىشود پهناى آسمانها و زمين را بهشت اشغال كرده باشد ، و در عين حال جهنم نيز آن را اشغال كند ) . از جمله دلائل اين معنا اين است كه : ما آنچه را كه در طرف مشاهده خود از حوادث و اتفاقات واقعه حوادث ديگرى را براى بار دوم مىبينيم حوادث بار اول از نظرمان غايب مىشود ، مثلا حوادث امروز را وقتى مىبينيم كه حوادث ديروز از نظر ما غايب شده باشد ، حوادث شب را وقتى مىبينيم كه حوادث روز گذشته باشد ، و همچنين مثالهاى ديگر و اما نسبت به خداى سبحان چنين نيست ، از نظر او حوادث شب و روز يك جا مشاهد است ، و حوادث آينده حوادث گذشته را از محضر او غايب نمىسازد ، و اين قسم حوادث مزاحمتى با يكديگر ندارند ، پس شب و روز و حوادث مقارن آن دو ، به حسب نظام ماده و حركت متزاحم و متمانعند ، در يك جا و در يك لحظه جمع نمىشوند ، ولى در نظام آخرت هيچ تزاحم و تمانعى با هم ندارند ، و با اين بيان معناى آيه زير نيز بهتر فهميده مىشود « ألَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شاءَ لَجَعَلَه ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْه دَلِيلًا ثُمَّ قَبَضْناه إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً » « 1 » . و وقتى جمع بين ليل و نهار متزاحم ، ممكن باشد ، اين نيز ممكن مىشود كه آسمان و زمين گنجايش بهشتى را داشته باشد كه به وسعت آن دو است ، و هم گنجايش دوزخى را داشته
هامش
( 1 ) به اين كار پروردگارت نگريستى كه چگونه سايه را گسترده كرد ، و اگر مىخواست ساكنش مىكرد ، و سپس خورشيد را دليل او مىكرد ، و سپس آن را به آرامى به سوى خود جمع و پيچيده مىكرديم « فرقان : 46 » .