و در تفسير عياشى از امام صادق و از ابى الحسن عليهما السلام روايت آمده كه فرمودهاند : خداى تعالى در باره خوردن مال يتيم به دو عقوبت تهديد كرده ، كه يكى از آن دو عقوبت آخرت است يعنى همان آتش و اما دومى عقوبت دنيا است كه آيه : * ( « وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّه وَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً » ) * بيانگر آن است و منظور از اين آيه اين است كه بايد بترسند از اينكه بچه هايشان يتيم شوند و دچار همين سرنوشت گردند سرنوشتى كه يتيمهاى مردم بدان دچار شدند ، يعنى پدر را از دست دادند و لاشخورانى چون اينان اموالشان را خوردند « 1 » .
مؤلف قدس سره : نظير اين روايت را مرحوم كلينى در كتاب كافى « 2 » از امام صادق ع و مرحوم صدوق در كتاب معانى الاخبار « 3 » از امام باقر ع آوردهاند و در همان كتاب از عبد الاعلى از مولى آل سام روايت كرده كه گفت : امام صادق ابتداء و بدون اينكه كسى پرسيده باشد فرمود : هر كس ظلم كند خداى تعالى بر او مسلط مىكند كسى را كه به او و يا به اولاد و يا به نوه هاى او ظلم كند ، راوى مىگويد : چون اين را بشنيدم در دلم گذشت كه به چه حساب او ظلم كرده و اثر سوء ظلم او ، يقه فرزندان و فرزند زادگان او را بگيرد ؟ امام ع به علم امامتش و قبل از اينكه من آنچه از دلم گذشته بود به زبان آورم فرمود : اين يك حقيقت قرآنى است ، خداى تعالى مىفرمايد : * ( « وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّه وَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً » ) * .
و در تفسير الدر المنثور است كه عبد بن حميد از قتاده روايت كرده كه گفت : براى ما نقل كردند كه رسول خدا ( ص ) فرموده : از خدا بترسيد و رعايت حال دو طايفه ناتوان را بكنيد ، يكى « يتيم » و دوم « زن » ، كه خداى تعالى از يك سو او را يتيم كرده و از سوى ديگر سفارشش را به سايرين نموده ، از يك سو او را با گرفتن پدر از وى مورد آزمايش قرار داده ، و از سوى ديگر شما را بوسيله او در بوته امتحان نهاده « 4 » ( تا معلوم شود او از كوره آتش يتيمى چگونه بيرون مىآيد و شما از كوره آتش يتيمنوازى چگونه در مىآييد « مترجم » ) .
مؤلف قدس سره : اخبار در خوردن مال يتيم و اينكه اين عمل گناهى است كبيره و مهلك ، هم از طرق شيعه و هم از طرق اهل سنت بسيار زياد وارد شده است .
هامش
( 1 ) تفسير عياشى ج 1 ص 223 ح 38 .
( 2 ) فروع كافى ج 5 - ص 138 - ح 1 .
( 3 ) اصول كافى ج 2 ص 332 ح 13 .
( 4 ) الدر المنثور ج 2 ص 124 .