تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
احسان نمايند حتى به هر درجه اى از دشمنى و كينه كه رسيده باشند . و نيز ترور كردن دشمن را ممنوع كرد ، چه در حال جنگ و چه در حال صلح ، و كشتن پير مردان و عاجزان و كسانى را كه به جنگ آغاز نكردند و هجوم شبانه بر دشمن را تحريم نموده و فرمود : « فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ » « 1 » و نيز اجازه نداد كه مسلمانان كافرى را به صرف احتمال و تهمت ، بكشند و يا قبل از آنكه جرمى را مرتكب شود كيفر دهند و از هر كار ديگرى كه از قساوت و پستى و وحشىگرى انسان سرچشمه گرفته باشد و شرف انسانيت و جوانمردى آن را نپذيرد منع نمود . شرف اسلام اجازه نمىدهد كه هيچيك از اين اعمال را در باره دشمن روا بدارند ، چنانچه ديديم در هيچيك از معركه هاى جنگ ( هر قدر هم كه سخت و هول انگيز بود ) اجازه ارتكاب به چنين اعمالى را نداد ولى مردمى كه امروز خود را متمدن مىدانند به همه اين جنايات دست مىزنند ، هولانگيزترين و وحشتزاترين رفتار را با دشمن خود مىكنند ، آن هم در روزگارى كه خودشان « عصر نور » ش مىنامند . آرى عصر نور ! كشتن زنان و اطفال و پير مردان و بيماران و شبيخون زدن و بمباران كردن شهرها و مردم بى سلاح و قتل عام دشمن را مباح كرده است ! ! . مگر اين آلمان نبود كه در جنگ بين المللى دوم بمبهاى خوشه اى خود را بر سر مردم لندن ريخت و ساختمانها را ويران و زنان و اطفال و ساكنان شهر را نابود كرد ؟ و مگر اين آلمان نبود كه هزاران اسير را به قتل رسانيد ؟ ! و مگر اين دول متفق ( آمريكا و انگلستان و شوروى ) نبودند كه هزاران هواپيماى جنگى را براى تخريب شهرهاى آلمان به پرواز در آوردند و آيا اين آمريكاى متمدن ! نبود كه بمب اتمى خود را بر سر مردم ژاپن ريخت ( و هيروشيما را با ساكنانش خاكستر كرد ؟ ! ) . و اين اعمال در روزگارى بود كه تمدن آقايان ! به اختراع وسايل تخريبى خطرناكتر نرسيده بود ، حال كه دولتهاى متمدن ! مجهز به سلاحهاى جديد ويران كننده مانند : موشكها ( ى مختلف ) ، بمبهاى اتمى و ئيدروژنى و . . . شده‌اند ، خدا مىداند كه هنگام شروع جنگ جهانى سوم چه بر سر كره زمين خواهند آورد و چه عذابها و خرابيها و مصيبتها و دردها به بار خواهد آمد . خداى تعالى بشريت را به سوى راه صواب و صراط مستقيم هدايت فرمايد « 2 » .
هامش
( 1 ) پيمان نامه آنان را به طريقى عادلانه به طرف آنان پرت كن . « سوره انفال ، آيه 58 » . ( 2 ) المثل العليا فى الاسلام لا فى بحمدون .