تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
فرموده : « إِنَّ الإِنْسانَ لِرَبِّه لَكَنُودٌ » ، « 1 » . 0 در اين جا بسيار ميل دارم گفتار بعضى از بزرگان يعنى مرحوم شيخ محمد حسين كاشف الغطا در كتاب « المثل العليا فى الاسلام لا فى بحمدون » را نقل كنم كه در اين زمينه بسيار جالب فرموده است : وسايلى كه تا كنون براى اصلاح جامعه و محقق ساختن عدالت و از بين بردن ستم و مقاومت در برابر شر و فساد به كار رفته ، منحصر در سه نوع است : اول وسايل دعوت و ارشاد ، يعنى ايراد خطبه ها و مواعظ و نوشتن مقالات و تاليفات و جرائد كه خود روش بسيار پسنديده و شريف است و خداى تعالى به اين روش اشاره نموده و فرمود : « ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ » . و نيز فرمود : « ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَه عَداوَةٌ كَأَنَّه وَلِيٌّ حَمِيمٌ » ، ( ترجمه اين دو آيه در چند سطر قبل گذشت ) ، و اين طريقه اى است كه اسلام آن را در اول بعثت انتخاب نموده و به كار گرفته است . . . دوم وسايل مقاومت مسالمتآميز و سلبى ، نظير متحد شدن عليه فساد و دورى جستن از مفسدين و قطع روابط اقتصادى با آنان و همكارى نكردن با ستمكاران و شركت ننمودن در اعمال و حكومت آنان طرفداران اين نظريه توسل به زور و انتخاب جنگ و قتال را جايز نمىدانند ، قرآن كريم هم ( در برهه اى از زمان اين طريقه را پيموده است ) ، آيات : « وَلا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ » و « لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصارى أَوْلِياءَ » ، به اين طريقه اشاره دارد كه البته در قرآن كريم از اين نوع آيات بسيار است و در ميان غير مسلمانان كسانى كه معروف به طرفدارى از اين رويه شده‌اند يكى پيامبر هندى ، يعنى بودا است و ديگر حضرت مسيح ع است و سوم اديب روسى يعنى تولستوى و همچنين زعيم و رهبر روحى هند ، گاندى است . سوم قيام مسلحانه و جنگ است كه اسلام اين را نيز پيشنهاد كرده و در مواردى دستورش را صادر فرموده است . پس اسلام هر سه روش را ( هر كدام را در جاى خود و به موقع خودش ) صحيح دانسته و بتدريج به كار بسته است ، روش اول موعظه حسنه و دعوت سالم است ، اگر دشمن از اين راه تسليم نشد و دست از ستمكارى خود بر نداشت و هم چنان به فساد انگيزى و استبداد خود ادامه
هامش
( 1 ) به راستى انسان نسبت به پروردگارش ناسپاس است « سوره عاديات آيه : 6 »