تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
عرب در آن ايام در سمت جنوب ، مجاور با حبشه بود كه مذهب نصرانيت داشتند و در سمت مغرب ، مجاور بود با امپراطورى روم كه او نيز نصرانى بود و در شمالش مجاور بود با امپراطورى فرس كه مذهب مجوس داشت و در غير اين چند سمت عرب هند و مصر قرار داشت كه داراى كيش و ثنيت بودند و در داخل سرزمينشان طوايفى از يهود بودند و خود عرب داراى كيش و ثنيت بود و بيشترشان زندگى قبيله اى داشتند و همه اينها كه گفته شد ، يك اجتماع صحرايى و تاثير پذير برايشان پديد آورده بود ، اجتماعى كه هم از رسوم يهوديت در آن ديده مىشد و هم از رسوم نصرانيت و مجوسيت ، و در عين حال مردمى سر مست از جهالت خود بودند ، هم چنان كه قرآن كريم در باره آنان فرموده : « وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه ، إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ » « 1 » . از اين جهت كه بگذريم عشاير عرب كه مردمى صحرانشين بودند علاوه بر زندگى پستى كه داشتند ، اساس زندگى اقتصاديشان را جنگ و غارت تشكيل مىداد ، ناگهان اين قبيله بر سر آن قبيله مىتاخت و دار و ندار او را مىربود و به مال و عرض او تجاوز مىكرد ، در نتيجه امنيتى و امانتى و سلمى و سلامتى در بين آنان وجود نداشت ، منافع از آن كسى بود كه زورش بيشتر بود و قدرت و سلطنت هم از آن كسى كه آن را به دست مىآورد . اما مردان عرب ، فضيلت و برترى در خونريزى و حميت جاهلية و كبر و غرور و پيروى ستمگران و از بين بردن حقوق مظلومان و دشمنى و ستيز با ديگران و قمار ، شراب ، زنا ، خوردن ميته ، خون و خرماى گنديده و فاسد بود . و اما زنان از تمامى مزاياى مجتمع بشرى محروم بودند ، نه مالك اراده خود بودند و نه مالك عملى از اعمال خود ، و نه مالك ارثى از پدر و مادر و برادر ، مردان با آنان ازدواج مىكردند ، اما ازدواجى بدون هيچ حد و قيدى ، هم چنان كه در يهود و بعضى از وثنىها ازدواج به اين صورت بوده و با اين حال زنان به اين كار افتخار مىكردند و هر كسى را كه دوست مىداشتند به سوى خود دعوت مىكردند در نتيجه عمل زنا و ازدواجهاى نامشروع از قبيل ازدواج زنان شوهردار بين آنان شايع شد و از عجايب زنان آن روز اين بود كه چه بسا لخت و مادر زاد به زيارت خانه كعبه مىآمدند . و اما فرزندان عرب جاهليت تنها ملحق به پدران بودند و اگر در خردسالى پدر را از دست مىدادند ، ارث نمىبردند و ارث خاص فرزندان كبير بود و از جمله چيزهايى كه به ارث
هامش
( 1 ) و اگر از بيشتر ساكنان اين سرزمين اطاعت كنى ، تو را از راه خدا گمراه خواهند كرد چون غير از پندار را متابعت نمىكنند و دركى جز انديشه باطل و دروغ چيزى ندارند . « سوره انعام آيه 116 »