و از همين جا روشن مىشود كه چرا و به چه عنايت براى بيان اين احكام در اول سوره ، آن زمينه چينى را كرد و بدون مقدمه مساله انتشار نسل بشر از يك زن و مرد را پيش كشيد ، آن گاه به بيان احكامى پرداخت كه مربوط به اجتماع انسانى است ، احكامى كه اصول و فروع اجتماع بشر بستگى به آن دارد ، آرى ، منصرف كردن مردم از سنتهاى غلط اجتماعى كه بدان عادت كرده ، و افكارشان با آن پرورش يافته ، گوشت و خونشان با آن روئيده ، نياكانشان بر آن سنتها مردهاند و اخلاقشان بر آن نمو و رشد نمودهاند ، كارى است دشوار و در نهايت دشوارى .
پس تشريع احكام نامبرده ، نيازمند به آن مقدمه و زمينه چينى بود تا بتدريج افكار را متوجه غلط بودن سنتهاى جاهليشان بكند و اين معنا وقتى روشن مىشود كه خواننده محترم در وصف و حالتى كه عالم بشريت عموما و عالم عربى خصوصا ( كه سرزمينشان محل نزول قرآن بود ) در آن دوره داشت ، دقت و تامل كند ، آن گاه برايش روشن مىگردد كه چرا احكام نامبرده را بدون مقدمه بيان نكرد و چرا قرآن در همه احكام خود طريقه تدريج را طى نموده و آياتش به تدريج نازل گرديده است .
گفتارى پيرامون جاهليت اولى
قرآن كريم روزگار « عرب قبل از اسلام و متصل به ظهور اسلام » را روزگار « جاهليت » ناميده و اين نامگذارى علتى جز اين نداشته است كه اشاره كند به اينكه حاكم در زندگى عرب آن روز ، تنها و تنها جهل بوده ، نه علم و در تمامى امورشان باطل و سفاهت بر آنان مسلط بوده است نه حق و استدلال .
عرب جاهليت به طورى كه قرآن كريم حكايت مىكند چنين وصفى داشتند كه :
« يَظُنُّونَ بِاللَّه غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ » « 1 » ، « أفَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ » « 2 » ، « إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ » « 3 » ، « وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الأُولى » « 4 » .
هامش
( 1 ) در باره خداى تعالى آنچه مىپنداشتند غير حق و پندارى جاهلانه بود . « سوره آل عمران ، آيه 154 » .
( 2 ) آيا هنوز پندارهاى جاهليت را دنبال مىكنند . « سوره مائده ، آيه 50 » .
( 3 ) چون آنها كافر شدند در دلهاى خود دچار حميت بودند ، حميت جاهليه . « سوره فتح ، آيه 26 »
( 4 ) زنان نبايد به رسم جاهليت اولى ، زينت خود را براى اجانب هويدا سازند . « سوره احزاب ، آيه 33 » .