گيريد راه عدالت نپيموده و به آنها ستم كنيد پس تنها يك زن اختيار كرده و يا چنانچه كنيزى داريد به آن اكتفاء كنيد كه اين نزديكتر به عدالت و ترك ستمكارى است ( 3 ) .
و مهر زنان را در كمال رضايت و طيب خاطر به آنها بپردازيد ، پس اگر چيزى از مهر خود را از روى رضا و خشنودى به شما بخشيدند برخوردار شويد كه آن شما را حلال و گوارا خواهد بود ( 4 ) .
اموالى كه خدا قوام زندگانى شما را به آن مقرر داشته به تصرف سفيهان مدهيد و از مالشان ( به قدر لزوم ) نفقه و لباس به آنها دهيد ( و براى آن كه از آنها آزار نبينيد ) با گفتار خوش آنان را خرسند كنيد ( 5 ) .
يتيمان را آزمايش نمائيد تا هنگامى كه بالغ شده و تمايل به نكاح پيدا كنند ، آن گاه اگر آنها را دانا به درك مصالح زندگانى خود يافتيد اموالشان را به آنها باز دهيد و به اسراف و عجله مال آنها را حيف و ميل مكنيد بدين انديشه كه مبادا كبير شوند ( و اموالشان را از شما بگيرند ) و هر كس از اولياى يتيم دار است به كلى از هر قسم تصرف در مال يتيم خوددارى كند و هر كس كه فقير است در مقابل نگهبانى آن مال ، به قدر متعارف ارتزاق كند پس آن گاه كه يتيمان بالغ شدند و مالشان را رد كرديد هنگام رد مال به آنها بايد گواه گيريد براى حكم ظاهر ، ولى در باطن « علم حق » و « گواهى خدا » براى محاسبه خلق كافى است ( 6 )
.
بيان آيات
اين آيات ، هم تتمه آيات قبل است ، و هم توطئه و مقدمه است كه در ابتداى سوره آمده تا زمينه را براى بيان احكام ارث ( مسائل مهمى از احكام ازدواج از قبيل تعدد زوجات و اينكه چند طايفه محرمند و نمىشود با آنان ازدواج كرد ) فراهم سازد .
و اين دو باب از بزرگترين و با عظمتترين ابواب قوانين حاكمه در جامعه انسانى است ، چون عظيمترين اثر را در تكون و هستى دادن به جامعه و بقاى آن دارند ، اما مساله نكاح براى اينكه بوسيله آن وضع تولدها و فرزندان روشن مىشود ، و معلوم مىگردد فلان شخص از اجزاى اين مجتمع است يا نه ، و چه عواملى در تكون او دست داشته ، و اما ارث از مهمترين عامل تشكل يافتن جامعه است ، براى اينكه ارث ثروت موجود در دنيا را كه اساس زندگى جامعه و بنيه مجتمع بشرى در زندگى و بقا است تقسيم مىكند .
و به همين مناسبت آيات مورد بحث ، در ضمن بيان دو جهت نامبرده از زنا و هر ازدواج نامشروع و نيز از خوردن مال يكديگر به باطل نهى فرموده و راه كسب مشروع را منحصر در تجارت ناشى از رضاى طرفين دانسته و همين جا است كه دو اصل اساسى و گرانقدر از امورى كه مجتمع را تشكل مىدهد تاسيس مىشود ، اصلى در امر توليد مثل و اصلى ديگر در امر مال و اين دو امر از مهمترين امورى است كه باعث تشكل جامعه مىشود .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 239
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٣٩