تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
چرا كه نزديك شدن به رحم ، هم رعايت كردن حكم رحم است و هم تقويت و پشتيبانى از او است كه همين دو جهت او را به ياد مىآورد كه طرف مقابل رحم او است و تحريك مىكند به اينكه بيشتر حكم رحم را رعايت كند و در نتيجه بار ديگر اثرش ظاهر گشته و در طرفين رأفت و رحمت پديد آورد . و همچنين معناى جمله ديگر كه در آخر حديث آمده فرموده بود : « و هر شخصى در حال ايستاده دچار خشم گرديد فورا به زمين بچسبد ( بنشيند ) . . . » چرا كه آن حالت خشم ، اگر از طپش نفس و سبعيت شخص سرچشمه بگيرد و نه از ناحيه خدا ( و به خاطر او ) قهرا ظهور و پيدايش مستند به هواهاى خود نفس خواهد بود و در حقيقت شيطان نفس را غافلگير كرده ، به جاى آنكه او را متوجه اسباب حقيقى كند ، به سوى اسباب و همى و خيالى مىكشاند و در چنين وضعى اگر تغيير حالتى به خود بدهد مثلا اگر در حال قيام است بنشيند ، نفس خويش را از شانى به شانى ديگر منصرف كرده ، به اين معنا كه امكان آن دارد كه نفس هم از آن اسباب و همى به سوى سبب جديدى واقعى متوجه گشته ، در نتيجه از آن اسبابى كه باعث خشم او بودند ، غفلت كند ، چون علاقه نفس آدمى به رحمت ، به حسب فطرت ، بيش از غضب است و به همين جهت است كه مىبينيم در بعضى از روايات آمده است كه تغيير حالت در حال غضب منحصر به نشستن نيست بلكه هر تغييرى كه ممكن باشد كافى است ، نظير رواياتى كه صاحب مجالس آن را از امام صادق از پدرش ع نقل كرده كه در محضرش سخن از غضب به ميان آمد ، امام ع فرمود : انسان گاهى آن چنان غضب مىكند كه دنبالش روى خشنودى را نمىبيند و با همان غضبش داخل آتش مىشود ، ( خلاصه معنا اينكه غضب او را وادار مىكند جنايتى را مرتكب گردد و مستوجب آتش شود ) پس هر گاه فردى دچار غضب شد ، اگر در حال قيام است سعى كند كه بنشيند كه همين خود باعث مىشود پليدى شيطان از او برود و اگر در حال نشسته است برخيزد و هر مردى كه بر يكى از ارحام خود خشم گرفت به او نزديك شود و سعى كند دستش به بدن او تماس پيدا كند ، چون رحم هر گاه رحم خود را لمس كند آرامش مىيابد . مؤلف قدس سره : تاثير لمس رحم در فرونشاندن خشم محسوس و تجربه شده است . و اينكه فرمود : « تنقضه انتقاض الحديد . . . » معنايش اين است كه از رحم صدايى نظير صداى آهنى كه بر آن بكوبند در مىآيد ، و مىگويد : « چنين و چنان . . . » . و در كتاب صحاح اللغة در معناى « انقاض » مىگويد : اين كلمه به معناى آواز