تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
نقاط گود زمين درياها پديد آمده ، و سپس تركيبات آبى و زمينى پديدار گشته ، و پس از آن گياهان آبى و بعد از تكامل يافتن گياهان و مشتمل شدنش بر جرثومه هاى حيات ، ماهى و ساير حيوانات آبى پديد آمده ، و آن گاه ماهى بال دار پيدا شده كه هم در آب زندگى مىكرده و هم در خشكى ، و آن گاه حيوانات صحرايى و در آخر انسان موجود گشته ، و همه اين تحولات از راه تكامل صورت گرفته ، تكاملى كه بر تركيبات موجود زمين در مرتبه سابق عارض ، گشته ، به اين معنا كه تركيب موجود در زمين ، با تكامل از صورتى به صورت ديگر در آمده ، نخست گياه پيدا شده ، و بعد حيوان آبى و آن گاه حيوان ذو حياتين ، و سپس حيوان صحرايى و در آخر انسان . دليل همه اينها كمال منظمى است كه در نهاد و ساختمان موجودات مشاهده مىشود ، و پيداست كه موجودات طورى منظم شده‌اند كه از نقص رو به كمال بروند ، تجربه هاى پى در پى در موارد جزئى از تطور و تحول نيز دليل ديگر بر اين معنا است . در اينجا ممكن است سؤال شود كه منظور از اين فرضيه ( فرضيه تطور ) چه بوده ؟ و با آن ، چه چيز را خواسته‌اند اثبات كنند ؟ جواب اين است كه مىخواسته‌اند خواص و آثارى را كه قبلا در نوع انسانى نبوده و بعدا پيدا شده توجيه كنند ، اما دليل بخصوصى كه فقط اين فرضيه را اثبات كند و ساير فرضيه ها و محتملات مساله را نفى نمايد نياورده‌اند ، با اينكه فرض تباين اين نوع با ساير انواع فرضى است ممكن ، و هيچ اشكالى متوجه آن نيست ، آرى ما مىتوانيم نوع بشرى را پديده اى مستقل و غير مربوط به ساير انواع موجودات فرض كنيم ، و تحول و تطور را در « حالات » او بدانيم نه در « ذات » او ، و اين فرضيه علاوه بر اينكه ممكن است مطابق تجربيات نيز باشد ، چون ما تجربه كرده‌ايم كه تا كنون هيچ فردى از افراد اين انواع به فردى از افراد نوع ديگر متحول نشده ، مثلا هيچ ميمون نديده‌ايم كه انسان شده باشد ، بلكه تنها تحولى كه مشاهده شده در خواص و لوازم و عوارض آنها است . و بحث مفصل اين مساله جاى ديگرى لازم دارد و منظور ما از اين مقدار كه گفتيم اين بود كه اشاره كنيم به اينكه فرضيه تحول انواع تنها و تنها فرضيه اى است كه مسائل گوناگونى را با آن توجيه كنند و هيچ دليل قاطع بر آن ندارند ، پس حقيقتى كه قرآن كريم بدان اشاره مىكند كه انسان نوعى جداى از ساير انواع است ، هيچ معارضى ندارد و هيچ دليل علمى بر خلاف آن نيست .
گفتارى در كيفيت تناسل طبقه دوم از انسان
تناسل طبقه اول انسان ، يعنى آدم و همسرش از راه ازدواج بوده است كه نتيجه اش متولد