تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
و گفتيم كه در باطل بودن اين نظريه كافى است كه خود نظريه را شاهد بياوريم و نظريه اين بود : « بطور كلى هيچ حكمى از احكام علوم و عقايد كليت ندارد » ، در پاسخ مىگوئيم : همين جمله كه در داخل پرانتز قرار دارد آيا كلى است يا استثنا بردار است ، اگر كلى است پس در دنيا يك حكم كلى وجود دارد و آن حكم داخل پرانتز است و در نتيجه پس حكم كلى داخل پرانتز باطل است و اگر كليت ندارد ، و استثنا بر مىدارد ، پس چرا مىگوئيد ( بطور كلى هيچ حكمى . . . ) پس در هر دو حال حكم كلى داخل پرانتز باطل است . و به عبارت ديگر اگر اين حكم ( كه هر رأى و اعتقادى بايد روزى دگرگون بشود ) كليت دارد ، بايد خود اين عبارت داخل پرانتز هم روزى دگرگون گردد ، يعنى به اين صورت در آيد : « بعضى از آراء و عقايد نبايد در روزى از روزها دگرگون شود » ( دقت بفرمائيد ) .

11 - آيا اسلام با همين احكام و شرايعى كه دارد مىتواند انسان عصر حاضر را به سعادتش برساند ؟

چه بسا كسانى كه معتقد باشند و يا بگويند : گيرم اسلام به خاطر اينكه متعرض تمامى شؤون انسان موجود در عصر نزول قرآن شده بود ، مىتوانست انسان و اجتماع بشرى آن عصر را به سعادت حقيقى و به تمام آرزوهاى زندگيش برساند ، اما امروز زمان به كلى راه زندگى بشر را عوض كرده زندگى بشر امروز علمى و صنعتى شده و هيچ شباهتى به زندگى ساده چهارده قرن قبل او ندارد ، آن روز زندگى منحصر بود به وسايل طبيعى و ابتدايى ، ولى امروز بشر در اثر مجاهدات طولانى و كوشش جانكاهش به جايى از ارتقا و تكامل مدنى رسيده كه اگر فى المثل كسى بخواهد وضع امروز او را با وضع قديمش مقايسه كند ، مثل اين مىماند كه دو نوع جاندار متباين و غير مربوط به هم را با يكديگر مقايسه كرده باشد ، با اين حال چگونه ممكن است قوانين و مقرراتى كه آن روز براى تنظيم امور زندگى ساده بشر وضع شده ، امور زندگى حيرت انگيز امروزش را تنظيم كند و چطور ممكن است آن قوانين ، سنگينى وضع امروز را تحمل كند ، وضع امروز دنيا سنگينى آن قوانين را تحمل نمايد ؟ . جواب اين توهم اين است كه اختلاف ميان دو عصر از جهت صورت زندگى مربوط به كليات شؤون زندگى نيست بلكه راجع به جزئيات و موارد است ، به عبارت ديگر آنچه انسان در زندگيش بدان نيازمند است ، غذايى است كه سوخت بدنش را با آن تامين كند و لباسى است كه بپوشد ، خانه اى است كه در آن سكنى كند و لوازم منزل است كه حوائجش را برآورد ، و وسيله نقليه اى است كه او را و وسايل او را جابجا كند ، و جامعه اى است كه او در بين افراد آن جامعه زندگى كند ، و روابطى جنسى است كه نسل او را باقى بدارد ، روابطى تجارى و يا