تمجيدش مىكنند او مىشنود و لذت مىبرد و اين چيزى جز غلط در وهم نيست همان غلط در وهمى است كه مىگساران مست در حال مستى دچار آن مىشوند ، وقتى احساساتشان به هيجان در مىآيد بنام فتوت و مردانگى از جرم مجرمين در مىگذرند و جان و مال و ناموس و هر كرامت ديگرى را كه دارند در اختيار طرف مىگذارند ، و اين خود سفاهت و جنون است ، چون اگر عاقل بودند هرگز به چنين امورى اقدام نمىكردند .
پس اين لغزشها و امثال آن خطرهايى است كه غير از توحيدى كه ذكر شد ، هيچ سنگرى نيست كه انسان را از آن حفظ كند و به همين جهت است كه اسلام اخلاق كريمه را كه جزئى از طريقه جاريه او است بر اساس توحيد پى ريزى نموده است ، توحيدى كه اعتقاد به توحيد هم از شؤون آن است و لازمه اين توحيد و آن معاد اين است كه انسان هر زمان و هر جا كه باشد روحا ملتزم به احسان و دورى از بديها باشد ، چه اينكه تك تك موارد را تشخيص بدهد كه خوبى است يا بدى است و يا نداند ، و چه اينكه ستايشگرى ، او را بر اين اخلاق پسنديده ستايش بكند و يا نكند ، و نيز چه اينكه كسى با او باشد كه بر آن وادار و يا از آن بازش بدارد يا نه ، براى اينكه چنين كسى خدا را با خود و داناى به احوال خود و حفيظ و قائم بر هر نفس مىداند و معتقد است كه خداى تعالى عمل هر انسانى را مىبيند و نيز معتقد است كه در ما وراى اين عالم روزى است كه در آن روز هر انسانى آنچه را كه كرده حاضر مىبيند ( چه خير و چه شر ) و در آن روز هر كسى بدانچه كرده جزا داده مىشود .
7 - انگيزه هاى عقلانى ، غير انگيزه احساس است
منطق احساس انسان را تنها به منافع دنيوى دعوت و وادار مىكند ، در نتيجه هر زمان كه پاى نفعى مادى در كار بود و انسان مادى آن را احساس هم كرد آتش شوق در دلش شعله ور گشته و به سوى انجام آن عمل تحريك و وادار مىشود و اما اگر نفعى در عمل نبيند خمود و سرد است ، ولى در منطق تعقل ، انسان به سوى عملى تحريك مىشود كه حق را در آن ببيند و تشخيص دهد ، چنين كسى پيروى حق را سودمندترين عمل مىداند ، حال چه اينكه سود مادى هم در انجام آن احساس بكند و يا نكند ، چون معتقد است آنچه كه نزد خدا است بهتر و باقىتر است و تو خواننده عزيز مىتوانى در اين باره بين دو نمونه زير از اين دو منطق يعنى منطق تعقل و منطق احساس مقايسه كنى .
از منطق « احساس » شعر عنتره شاعر را به يادت مىآوريم كه مىگويد :
« و قولى كلما جشات و جاشت * مكانك تحمدى او تستريحى »
ميخواهد بگويد : من در جنگها هر وقت آتش جنگ شعله ور و تنورش داغ مىشود و احساس