تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
غيرهم به نفع خودش باشد ( به خوبى دقت بفرمائيد ) . خوب ، بنا بر اين در مواردى كه انسان از كشتن حق غير ، لذت مىبرد و هيچ رادع و مانعى نيست كه او را از اين لذتهاى نامشروع باز بدارد و هيچ قانونى نيست كه او را در برابر اين تجاوزها مجازات كند و حتى كسى نيست كه او را سرزنش نموده و مورد عتاب قرار دهد ، ديگر چه مانعى مىتواند او را از ارتكاب اين گونه خطاها و ظلمها ( هر قدر هم كه بزرگ باشد ) جلوگيرى نمايد ؟ .
و اما اينكه اين توهم ( كه اتفاقا بسيارى از اهل فضل را به اشتباه انداخته ) كه مثلا « حب وطن » ، « نوع دوستى » « ثنا و تمجيد در مقابل صحت عمل » و امثال اينها بتواند كسى را از تجاوز به حقوق همنوع و هموطن باز بدارد ( توهمى است كه جايش همان ذهن است ، و در خارج وجود ندارد ) و خيالى است باطل چرا كه امور نامبرده ، عواطفى است درونى و انگيزه هايى است باطنى كه جز تعليم و تربيت ، چيزى نمىتواند آن را حفظ كند و خلاصه اثرش بيش از اقتضا نيست ، و به حد سببيت و عليت نمىرسد ، تا تخلف ناپذير باشد ، پس اين گونه حالات ، اوصافى هستند اتفاقى و امورى هستند عادى كه با برخورد موانع زايل مىشوند و اين توهم مثل توهم ديگرى است كه پنداشته‌اند عوامل نامبرده يعنى حب وطن ، علاقه به همنوع ، و يا عشق به شهرت و نام نيك ، اشخاصى را وادار مىكند به اينكه نه تنها به حقوق ديگران تجاوز نكند بلكه خود را فداى ديگران هم بكند ، مثلا خود را به كشتن دهد تا وطن از خطر حفظ شود و يا مردم پس از مردنش او را تعريف كنند ، آخر كدام انسان بىدين ، انسانى كه مردن را نابودى مىداند حاضر است براى بهتر زندگى كردن ديگران و يا براى اينكه ديگران او را تعريف كنند و او از تعريف ديگران لذت ببرد خود را به كشتن دهد ؟ او بعد از مردنش كجا است كه تعريف ديگران را بشنود و از شنيدنش لذت ببرد ؟ . و كوتاه سخن اينكه هيچ متفكر بصير ، ترديد نمىكند در اينكه انسان ( هر چه مىكند به منظور سعادت خود مىكند ، و هرگز ) بر محروميت خود اقدامى نمىكند ، هر چند كه بعد از محروميت او را مدح و ثنا كنند ، و وعده هايى كه در اين باره به او مىدهند كه اگر مثلا براى سعادت جامعه ات فداكارى كنى ( قبرت بنام سرباز گمنام مزار عموم مىگردد ) و نامت تا ابد به نيكى ياد مىشود ، و افتخارى جاودانى نصيبت مىشود و . . . تمام اينها وعده هايى است پوچ و فريبكارانه كه مىخواهند او را با اين گونه وعده ها گول بزنند ، و عقلش را در كوران احساسات و عواطف بدزدند و چنين شخص فريب خورده اى اين گونه خيال مىكند كه بعد از مردنش و به اعتقاد خودش بعد از باطل شدن ذاتش همان حال قبل از مرگ را دارد ، مردم كه تعريف و