* ( « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ . . . » ) *
اين آيه شريفه مشتمل است بر وعده به مصدقين و تهديد به مكذبين و مطالبش با حكمى عمومى و حتمى در باره هر جاندار آغاز شده و آن حكم مرگ است ، و مصدر « توفية » كه فعل « توفون » از آن گرفته شده به معناى پرداختن بطور كامل است و به همين جهت بعضى از مفسرين با اين آيه استدلال كردهاند بر وجود عالمى بين دنيا و آخرت ( بنام برزخ ) براى اينكه دنبال جمله مورد بحث مىفرمايد : « تنها جزاى كامل و تام و تمام شما ، در قيامت داده مىشود » ، بنا بر اين معلوم مىشود در عالمى ديگر ، قبل از قيامت جزا هست ولى بطور توفيه و تام و تمام نيست و اين استدلال ، استدلال خوبى است و كلمه « زحزحة » كه مصدر فعل مجهول « زحزح » است ، به معناى دور كردن است ، البته در اصل معنايى ديگر داشته و آن اين است كه چيزى را به عجله و پى در پى به سوى خود بكشى و كلمه « فوز » به معناى رسيدن و دست يافتن به آرزو است ، و كلمه غرور هم مىتواند مصدر باشد براى « غريغر » ، و هم مىتواند جمع باشد براى كلمه « غار » كه اسم فاعل از همان ماده است . * ( « لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ . . . » ) *
كلمه « ابلا » كه مصدر فعل مجهول « تبلوون » است ، به معناى آزمايش است ، خداى تعالى بعد از آنكه جارى شدن سنت بلا و ابلا را بر مؤمنين ذكر كرد و بعد از آنكه گفتار يهود را كه مىتوانست باعث سستى عزم مؤمنين شود خاطر نشان ساخت ، اينك در اين آيه به ايشان خبر مىدهد به اينكه اين بلاى الهى و اين سخنان دردآور اهل كتاب و مشركين در باره مؤمنين تكرار خواهد شد و به زودى مؤمنين با اين سخنان بسيار روبرو مىشوند ، تا جايى كه گوششان پر شود ، پس بر مؤمنين است كه در برابر آن بلاى الهى و اين گونه سخنان اهل كتاب و مشركين صبر كنند ، و تقوا پيشه سازند ، تا خداى تعالى از لغزش و سستى حفظشان فرمايد ، و هم چنان داراى عزم و اراده بمانند و اين خود اخبار قبل از وقوع است ، تا استعداد و نيروى خود را براى بر خورد با آن آماده سازند ، و روغن آن را بر تن خود بمالند .
و در جمله : * ( « وَلَتَسْمَعُنَّ ) * . . . * ( أَذىً كَثِيراً » ) * بجاى اينكه بفرمايد از اهل كتاب چه ها خواهيد شنيد ، شنيدنيها را نام نبرد و ، بجاى آن كلمه « اذى كثيرا » را آورد ، و فرمود به زودى از اهل كتاب اذيتها بسيار خواهيد شنيد ، و اين از باب به كار بردن اثر است مجازا در جاى مؤثر .
* ( « وَإِذْ أَخَذَ اللَّه مِيثاقَ » ) * كلمه « نبذ » به معناى طرح و دور انداختن چيزى است ، و اين كلمه مثلى است كه در مورد ترك و بى اعتنايى استعمال مىشود ، هم چنان كه در مقابل آن يعنى در مورد اعتناى به امرى
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 131
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣١