براى جهاد با جان و مال خود در راه خدا برانگيزاند و تشويق كند ، و از سستى و فشل و بخل بر حذر بدارد و اين معانى كاملا با آيات مورد بحث كه سخن از گفتار يهوديان دارد مرتبط است ، چون يهوديان گفته بودند خدا فقير است و ما همه اغنيائيم و از اين گذشته امور را عليه مسلمين واژگونه مىكردند ، و آيات خداى را تكذيب مىنمودند و آنچه خدا از ايشان به عنوان پيمان گرفته بود كه براى مردم بيان كنند بيان نكردند ، بلكه در مقابل ، سرپوش روى آن گذاشته و انكار و كتمانش كردند ، اينها است مطالبى كه در اين آيات آمده كه هم از نظر آنچه گفتيم مرتبط با آيات قبل است و هم از اين جهت كه خود مايه تقويت قلوب مؤمنين ، در برابر استقامت و صبر و ثبات گشته ، و هم بر انفاق در راه خدا تشويقشان مىكند .
* ( « لَقَدْ سَمِعَ اللَّه قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّه فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِياءُ » ) * گوينده اين سخن يهود است ، به قرينه اينكه در ذيل آيه ، مساله پيغمبركشى را ذكر مىكند كه كار يهوديان است و همچنين در دو آيه بعد سخن يهود را نقل مىكند كه گفتند :
« خداى ما عهد كرده كه به هيچ پيغمبرى ايمان نياوريم . . . » .
يهوديان وقتى اين سخن را گفتند كه امثال آيه : « مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّه قَرْضاً حَسَناً . . . » « 1 » را شنيدند ، اتصال اين سخن به آيه قبل هم كه مىفرمايد : * ( « وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ . . . » ) *
تا اندازه اى بر اين معنا شهادت مىدهد .
ممكن هم هست اين سخن را بدان جهت گفته باشند كه فقر و فاقه عمومى مؤمنين را ديده ، به عنوان تعريض و زخم زبان گفته باشند كه اگر پروردگار مسلمانان توانگر و بىنياز بود نسبت به گروندگان به دينش غيرت به خرج مىداد و آنان را از گرسنگى نجات مىبخشيد ، پس معلوم مىشود پروردگار مسلمين فقير و ما توانگريم .
* ( « سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَقَتْلَهُمُ الأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ . . . » ) *
مراد از كتابت آنچه گفتند ضبط و حفظ و جلوگيرى از محو آن است ، و نيز ممكن است كه مراد اين باشد كه « ما سخن يهود را در نامه اعمالشان مىنويسيم » و برگشت هر دو به يك معنا است و مراد از « كشتن انبيا بدون حق » اين است كه اگر انبيا را نمىشناختند و نمىدانستند كه مثلا فلان شخص پيغمبر خدا است و يا سهو مىكردند ، و يا به خطا مىرفتند ، مىتوانستيم بگوئيم كه كشتن به حق بوده ، ولى يهوديان ، پيغمبران را با علم به اينكه پيغمبرند كشتند ، پس كشتنشان به غير حق بود ، و اگر خداى تعالى در اين آيه شريفه سخن نامبرده يهود
هامش
( 1 ) « سوره بقره آيه 245 » .