الْخَيْراتِ » « 1 » ، چون اگر اين آيه را با آيه : « وَلكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ » « 2 » روى هم مورد دقت قرار دهيم اين معنا را مىفهميم كه اولا همانطور كه گفتيم مساله تكميل نفوس و رساندن هر نفسى به غايت و مقصدش امرى حتمى است ، چون مىفرمايد : « و براى هر انسانى هدفى است كه خواه ناخواه بدان سو در حركت مىافتد » و ثانيا اينكه پاكى و ناپاكى در عين حال كه سرنوشت حتمى افراد و منسوب به ذات آنان است ، آن چنان هم نيست كه افراد در انتخاب يكى از آن دو اختيارى نداشته و به اجبار به يكى از آن دو راه بيفتند ، نه ، بلكه در عين حال انتخاب پاك بودن و ناپاك بودن به دست خود انسانها است ، چون در دو آيه نامبرده مردم را دعوت مىكند به اينكه در خيرات پيشى بگيرند ، و ما ان شاء اللَّه بحث مفصل اين معنا را در تفسير آيه : « لِيَمِيزَ اللَّه الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ، وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَه عَلى بَعْضٍ . . . » « 3 » خواهيم آورد .
نكته سومى كه از آيه مورد بحث استفاده مىشود اين است كه ايمان به خدا و پيامبران او ، ماده پاكى زندگى است ، كه همان پاكى ذات است ، و اما رسيدن به اجر مربوط به تقوا و وابسته به عمل صالح است ، و به همين جهت است كه خداى تعالى اول داستان متمايز شدن طيب از خبيث را ذكر مىكند ، آن گاه به عنوان نتيجه ، مساله ايمان به خدا و رسولان او را مىآورد ، و چون به مساله اجر مىرسد تقوا را بر ايمان اضافه نموده و مىفرمايد : * ( « وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ » ) * ، با در نظر گرفتن اين بيان است كه وقتى آيه شريفه : « مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ ، فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » « 4 » را مىخوانيم به روشنى مىفهميم كه احياى نامبرده ، ثمره ايمان و متفرع بر آن است ، جزا و اجر نيز ثمره عمل صالح و متفرع بر آن است ، پس ايمان به خدا و پيامبران او ، روح حيات طيبه است و اما بقاى ايمان تا زمانى كه آثارش بر آن مترتب شود احتياج به عمل صالح دارد ، هم چنان كه حيات طيبه در پيدا شدن و تحققش محتاج به روح حيوانى است ، ولى بقايش محتاج به اين است كه قوا و اعضاى بدنى به كار گرفته شود ، چون اگر آنها را به كار نگيرند و استعمال نكنند ، هم خود باطل مىشوند و هم ريشه و منشاشان ، يعنى اصل حياتشان باطل مىگردد .
اين را هم بگوئيم كه در آيه شريفه مورد بحث ، لفظ جلاله ( اللَّه ) چهار بار تكرار شده ، و
هامش
( 1 ) سوره بقره آيه 148
( 2 ) سوره مائده آيه 48 .
( 3 ) سوره انفال آيه 37 .
( 4 ) سوره نحل آيه 97 .