زنهار كه از وضع حاضر خود خوشحال نباشند ، كه وضع موجودشان املا و مهلت خدايى است كه كارشان را به استدراج و تاخير مىكشاند و باعث بيشتر شدن گناهشان مىگردد : كه دنبال آن عذاب مهينى است ، عذابى كه جز خوارى با آن نيست و همه اينها به مقتضاى سنت تكميل است ( كه بيانش گذشت ) . * ( « ما كانَ اللَّه لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ . . . » ) *
سپس وجهه گفتار را به سوى مؤمنين نموده و بيان مىكند كه سنت ابتلا در آنان هم جارى است ، تا آنها نيز به كمال خاص خود برسند ، و در نتيجه « مؤمن خالص » از « مؤمن غير خالص » و « خبيث » از « طيب » جدا و متمايز گردد .
و چون ممكن بود كسى توهم كند كه طريق ديگرى هم براى جدا سازى خبيث از طيب هست و آن اين است كه خداى تعالى به مؤمنين اعلام كند كه چه كسانى خبيثند كه اگر چنين كند ديگر مؤمنين به خاطر نامشخص بودن خبيثها و بيماردلان و اختلاط مؤمنين با آنها اينقدر دچار دردسر و بلا و محنت نمىشوند ، و چرا خداى تعالى چنين نكرد ؟ براى دفع اين توهم فرمود : علم غيب چيزى نيست كه خداى تعالى همه مؤمنين را بر آن آگاه سازد ، بلكه خاص خود او است ، و بجز برگزيدگان از رسولانش كسى را از آن بهره اى نيست و اما نامبردگان را چه بسا به وسيله وحى آگاه بسازد و اين است كه مىفرمايد : * ( « وَما كانَ اللَّه لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلكِنَّ اللَّه يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِه مَنْ يَشاءُ » ) * .
آن گاه اين معنا را تذكر مىدهد كه از آنجايى كه هيچ گريزى از سنت ابتلا نيست ، بايد به خدا و رسولش ايمان آوريد تا در راه پاكان قرار گيريد نه در طريق خبيثها ، چيزى كه هست ايمان به تنهايى ( در ادامه زندگى پاك و سعادتمند و بدنبالش تماميت اجر ) كافى نيست بلكه عمل صالح لازم دارد تا آن ايمان را به سوى خدا بالا ببرد و پاكى آن را حفظ كند و بدين جهت بود كه اول فرمود : * ( « فَآمِنُوا بِاللَّه وَرُسُلِه » ) * و سپس فرمود : * ( « وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ » ) * .
پس ، از آيه مورد بحث چند نكته روشن گرديد ، اول اينكه مساله تكميل نفوس و رساندن هر نفسى بغايت و مقصدش ( كه يا سعادت است و يا شقاوت ) از مسائلى است كه هيچ گريزى از آن نيست ، دوم اينكه پاكى و ناپاكى طهارت و خباثت انسان در عين اينكه منسوب به ذات اشخاص است داير مدار ايمان و كفر نيز هست كه دو امر اختيارى براى انسانها است و اين خود از لطائف حقايق قرآنى است كه بسيارى از اسرار توحيد از آن منشعب مىشود و اين لطيفه از آيه زير نيز استفاده مىشود كه مىفرمايد : « لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا