تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩
ايستاده يا نشسته مىدهد و نيز به هيئتى كه از نسبت مجموع اجزاء به بيرون از خود پديد مىآيد مقولهء وضع گفته مىشود . اين كه در مقولهء وضع نسبت اجزاء به خارج از خود را شرط مىدانيم از اين جهت هست كه گاهى نسبت اجزاء در دو حالت مانند كسى كه از رو يا پشت خوابيده نسبت يكسانى است و دست و پا ، سر و گردن و يا ساير اجزاء در هر دو صورت يك نواخت هستند . در اين صورت ، نسبت مجموع به خارج است كه به يكى هيئت از رو خوابيدن و به ديگرى هيئت از پشت خوابيدن را مىدهد و در واقع دو هيئت و دو وضع متفاوت را به وجود مىآورد . مقولهء وضع به « بالطبع » و « لا بالطبع » تقسيم مىشود . وضع بالطبع عبارت است از وضعى كه مقتضاى طبيعت جسم است . مثلًا درختى بر روى تنه و ريشهء خود استوار است و هيئت خاصى را به وجود آورده‌است . نحوهء قرار گرفتن درخت بر روى تنه و ريشه مقتضاى طبيعت درخت مىباشد . بر خلاف هيئت سُكنا گزيدن فردى در اتاق كه مقتضاى طبيعت انسان ، بودن در اتاق و پيدايش چنين وضعى نيست . مقولهء وضع به « بالفعل » و « بالقوه » نيز تقسيم مىشود وضع بالفعل مانند هيئت كسى است كه الآن بالفعل نشسته است و بالفعل داراى وضع خاصى است و بالقوه مانند هيئت كسى است كه الآن نشسته نيست ولى قوّهء نشستن را دارد ؛ بنابراين بالفعل داراى وضع خاصى نسبت به نشستن نيست .

تضاد و تشكيك در مقولهء وضع

متن قيل : الوضع ممّا يقع فيه التضادّ والشدّة والضعف . . . في الوضع خفاء فليتأمل . ترجمه بعضى گفته‌اند وضع از مقوله‌هايى است كه تضاد و شدت و ضعف در آن واقع مىشود . تضاد مانند