تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
انسانى كه سر او به طرف آسمان است و دو پاى او به طرف زمين كه چنين حالتى ضد حالت معكوس او مىماند . اين دو حالت دو معناى وجودى است كه بر موضوع واحد تعاقب دارند بدون آن كه اجتماعى در آن موضوع داشته باشند و بين آنها غاية الخلاف حاكم است . و نيز حالت از رو و از پشت خوابيدن ( دو حالت متضاد مىباشد ) . اما شدت مانند هيئت راست‌تر يا خميده‌تر ( نسبت به راست و خميده بودن ) . ( ناگفته نماند كه ) در تصوير غايةالخلاف در مقولهء وضع خفا وجود دارد از اين رو در اين مطلب بايد تأملى اعمال داشت . شرح برخى معتقدند كه ميان دو فرد از افراد مقولهء وضع نسبت تضاد برقرار مىشود . دليل آن وجود شرايط تضاد هست ، كه عبارت است از اين كه اولًا متضادين دو امر وجودى باشند و ثانياً تعاقب بر موضوع واحد داشته و قابل جمع در آن نباشند . و ثالثاً بين آن دو غايت خلاف حاكم باشد . اين حالت مثلًا بر كسى كه ايستاده است و سر او به طرف آسمان و پاى او به سوى زمين است در مقايسه با كسى كه عكس اين حالت را دارد يعنى پاى او به طرف آسمان و سر او به طرف زمين است حاكم است . اين دو حالت به ترتيب مىتواند بر شخص واحد تعاقب داشته باشد بدون آن كه در آن قابل جمع باشد و بين اين دو حالت نهايت تخالف وجود دارد . مثال ديگر كسى است كه از رو خوابيده نسبت به همان شخص در حالى كه از پشت خوابيده است . اين دو حالت هم واجد شرايط تضاد مىباشد . اما شدت و ضعف در مقولهء وضع مانند آن كه قامت يكى راست است و قامت ديگرى راست‌تر . يا مانند درختى كه خميده است و درخت ديگرى كه خميده‌تر است . آن گاه مؤلف حكيم رحمه الله مىفرمايد : حق آن است كه شرط سوم تضاد كه عبارت باشد از وجود غاية الخلاف بين متضادين در مورد مثال‌هاى فوق تحقق ندارد ؛ زيرا