متحرك وجود نخواهد داشت طبعاً تقسيم متى به متاى بالذات و بالعرض معنا نخواهد داشت .
متى به انقسام مقولاتى كه حركت در آنها واقع مىشود مانند مقولهء كم ، كيف ، وضع و أين نيز تقسيم مىپذيرد . به عنوان مثال نسبت كميت يك جسم به زمان خود « متاى كمى » ناميدهمىشود . اگر فرض كنيم كه درختى الآن دو متر دارد و در حال رشد هست هيئتى كه از تغيير كمّى اين جسم در زمان خاصى به وجود مىآيد متاى كمّى ناميده مىشود . همان گونه كه هيئتى كه از نسبت كيف يك جسم مانند تغيير رنگ يك عدد سيب به زمان خود پديد مىآيد « متاى كيفى » ناميده مىشود . و نيز نسبت وضع يك جسم به زمان خود مانند نسبت ايستادن زيد به زمان خود « متاى وضعى » ناميده مىشود .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 776
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٧٦