ترجمه
متى در يك تقسيم ديگر به انقسامى كه حوادث زمانى مىپذيرد تقسيم مىشود . برخى از آن تدريجى الوجود بوده بر نفس زمان منطبق است . برخى ديگر آنى الوجود بوده به طرف زمان منسوب مىباشد ، مانند وصلها ، تماسها ، انفصالها .
شرح
حوادث زمانى دوگونه هستند ؛ تدريجى و دفعى . حوادث تدريجى مانند حركت ماشينى كه از قم به مقصد تهران در جريان است و مسافت را تدريجاً طى مىكند تا به مقصد برسد يا گلولهاى كه از تفنگ خارج شده مسافت را تدريجاً طى مىكند تا به مقصد برسد . اما حوادث دفعى در « آن » به معناى طرف زمان واقع مىشوند .
فرض كنيم زمانى كه يك گلوله از تفنگ خارج مىشود تا به هدف برسد سه ثانيه طول مى كشد . اين سه ثانيه كه زمان فرضى ما هست يك طرف آغاز و يك طرف انجامى دارد كه خارج از خود زمان يعنى سه ثانيه است و به اصطلاح فلسفى طرف اين زمان فرضى محسوب مىشود . لحظهاى كه گلوله مىخواهد از جاى خود حركت كند و نيز لحظهاى كه به هدف و اصل مىشود كه ما آن را لحظه فصل و وصل مىناميم .
خارج از زمان مفروض يعنى سه ثانيه است و در طرف زمان مفروض قرار دارد . ما آن مقطع را كه طرف و جانب زمان فرضى است اصطلاحاً « آن » و حادثهء فصل و و صلى كه در آن طرف واقع مىشود حادثهء آنى الوجود به معناى دفعى الوجود نام مىنهيم . در فصل و وصل يا لحظه جدايى و تماس تدريج وجود ندارد ؛ زيرا اگر فصل و وصل و مانند آن تدريجى باشد معنايش اين است كه اين گلوله مثلًا از جاى خود حركت كرده اما هنوز مكان خود را ترك نكرده است و به عبارت ديگر در عين حال كه مكان خود را ترك كرده هنوز مكان خود را ترك نكرده و تدريجاً مىخواهد ترك كند كه اين خود نوعى تناقض است . بنابراين فصلها و وصلها در ظرف « آن » كه طرف و جانب پايانى زمان فرضى است واقع مىشوند نه در خود زمان فرضى و وقوع آنها دفعى است .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 772
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٧٢