است تركيبى از جنس و فصل وجود ندارد تا از آن تعريف منطقى به وجود آيد .
اما تعريف اين جنس بسيط عالى به عرضى از اعراض خاص آن كه رسم منطقى ناميدهمىشود امر معقولى است ؛ زيرا در تعريف اضافه ، جنس وجود ندارد اما عَرَض خاص كه عبارت باشد از هيئت حاصل از نسبت متكرر وجود دارد .
مضاف حقيقى و مشهورى
متن
ثمّ إنّه ربّما يُطلق المضاف ويراد . . . إنّما هو للإضافة نفسها بالحقيقة .
ترجمه
گاهى مضاف گفتهمىشود و از آن نفس مقوله اراده مىگردد كه آن را مضاف حقيقى مىنامند . و گاهى مضاف گفتهمىشود و از آن موضوع مقوله اراده مىشود و گاهى مضاف گفته مىشود و از آن موضوع و عرض هر دو اراده مىشود كه ( اين دو استعمال اخير ) مضاف مشهورى نام دارد ؛ زيرا عوام چنين مىپندارند كه آنچه اضافه به پدر دارد همان انسانى است كه متلبّس به بنوت است در حالى كه تعلق به دو طرف در حقيقت براى نفس اضافه مىباشد .
شرح
گاهى مضاف استعمال مىشود و از آن نفس مقوله اراده مىشود كه عبارت است از هيأت حاصله از نسبت متكرر دو يا چند چيز ، به اين مضاف ، مضاف حقيقى گفتهمىشود ، مانند آن كه به هيئت حاصله از نسبت متكرر اخوت مضاف گفتهشود .
و گاهى مضاف به كار مىرود و مقصود از آن موضوع مقوله است مثلًا به دو يا چند برادر كه موضوع مقولهء اضافه هستند مضاف گفته مىشود .
و گاهى به موضوع و مقولهء اضافه روى هم مضاف اطلاق مىشود كه به آن مضاف مشهورى مىگويند . دليل اين كه اين قسم را مضاف مشهورى مىنامند اين است كه