ديگرى نسبت به شخص ديگر برادر نباشد . انفكاك برادرى از هم در ذهن و خارج محال است .
تعريف اضافه حد منطقى نيست
متن
و ما أوردناه من تعريف الإضافة ليس . . . ما أورده لها من التعاريف .
ترجمه
همانطور كه قبلًا اشاره شد تعريفى را كه براى اضافه آورديم « 1 » مانند نظاير آن ، حد منطقى نيست . حداكثر اين كه اگر تعريف اعرف از معرّف باشد يك رسم منطقى است . وشايد مفهوم از لفظ اضافه در حالى كه مدد مىگيرد از بعضى از مثالها روشنتر است نزد عقل از اين رسم منطقى از اين رو نفع چندانى در بحث از قيود اين رسم از نظر نقض و جواب و نيز بحث از ساير تعاريفى كه آوردهاند نيست .
شرح
تعريف منطقى - كه همان تعريف به جنس و فصل قريب است مانند « حيوان ناطق » در تعريف انسان - در مورد مقولهء اضافه هم چون بسيارى از موضوعات فلسفى ديگر وجود ندارد . حداكثر چيزى كه وجود دارد رسم منطقى است كه عبارت است از تعريف به عَرَض خاصه ، مانند « ضاحك » در تعريف انسان . از اين رو پرداختن به قيود اين رسم و ديگر رسوم و جواب از اشكالات آن چندان فايدهاى به دنبال نخواهد داشت .
اين كه در تعريف اضافه حد منطقى وجود ندارد براى آن است كه حد منطقى مركب از جنس و فصل قريب است . لكن در مقولهء اضافه كه جنس بسيط عالى
هامش
( 1 ) . در فصل دوم و هشتم از همين مرحله