نتيجه اين كه مقولات نسبى همان هيئتهايى هستند كه از نسبتها به وجود مىآيند نه خود آن نسبتها .
تعريف مقولهء اضافه و خصوصيات آن
متن
البحث الثانى : [ في تعريف الإضافة ] . . . لا تنفكّان في ذهن ولا خارج .
ترجمه
( همانطور كه ذكر شد ) اضافه هيئتى است كه از نسبت شيئى به شىء ديگر كه آن نيز به نوبهء خود منسوب به شىء اول كه خود منسوبٌ اليه ( به اخوّت ) است - پديد مىآيد . مانند هيئت اضافهاى كه در برادر وجود دارد . زيرا در مقوله اضافه ، برادر نسبت به برادر خود نسبت اخوت دارد ( همانطور كه ) اين برادر هم نسبت به برادر ديگر - كه منسوب اليه است - نسبت اخوت دارد .
بنابراين نسبتى كه در مقولهء اضافه وجود دارد تكرارى است و همين ملاك فرق است بين نسبتى كه در مقولهء اضافه وجود دارد و ميان مطلق نسبت ، زيرا وجود مطلق نسبت ، يك امر واحدى است كه قائم به دو طرف مىباشد ، بر خلاف مقولهء اضافه كه نسبت ، براى هر يك از دو طرف اضافه متكرر است و آن نسبت غير از آن نسبتى است كه در ديگرى وجود دارد ، در عين حال كه آن دو متلازم بوده در ذهن و خارج ، از يكديگر جدا نمىشوند .
شرح
فرقى كه ميان نسبت موجود در مقولهء اضافه وجود دارد با ساير نسبتها اين است كه نسبت در ساير موارد مانند نسبت محمول به موضوع ، امر واحدى است كه قائم به دو طرف نسبت يعنى موضوع و محمول مىباشد . بر خلاف نسبت در اين مقوله كه امر تكرارى است . مثلًا زيد به عمرو نسبت برادرى دارد و عمرو نيز نسبت به زيد نسبت برادرى دارد . البته اين دو نسبت از يكديگر نه در ذهن و نه در خارج جدا نمىشوند يعنى امكان ندارد كه يكى نسبت به ديگرى برادر باشد اما