تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
نتيجه اين كه مقولات نسبى همان هيئت‌هايى هستند كه از نسبت‌ها به وجود مىآيند نه خود آن نسبت‌ها .

تعريف مقولهء اضافه و خصوصيات آن

متن البحث الثانى : [ في تعريف الإضافة ] . . . لا تنفكّان في ذهن ولا خارج . ترجمه ( همان‌طور كه ذكر شد ) اضافه هيئتى است كه از نسبت شيئى به شىء ديگر كه آن نيز به نوبهء خود منسوب به شىء اول كه خود منسوبٌ اليه ( به اخوّت ) است - پديد مىآيد . مانند هيئت اضافه‌اى كه در برادر وجود دارد . زيرا در مقوله اضافه ، برادر نسبت به برادر خود نسبت اخوت دارد ( همانطور كه ) اين برادر هم نسبت به برادر ديگر - كه منسوب اليه است - نسبت اخوت دارد . بنابراين نسبتى كه در مقولهء اضافه وجود دارد تكرارى است و همين ملاك فرق است بين نسبتى كه در مقولهء اضافه وجود دارد و ميان مطلق نسبت ، زيرا وجود مطلق نسبت ، يك امر واحدى است كه قائم به دو طرف مىباشد ، بر خلاف مقولهء اضافه كه نسبت ، براى هر يك از دو طرف اضافه متكرر است و آن نسبت غير از آن نسبتى است كه در ديگرى وجود دارد ، در عين حال كه آن دو متلازم بوده در ذهن و خارج ، از يك‌ديگر جدا نمىشوند . شرح فرقى كه ميان نسبت موجود در مقولهء اضافه وجود دارد با ساير نسبت‌ها اين است كه نسبت در ساير موارد مانند نسبت محمول به موضوع ، امر واحدى است كه قائم به دو طرف نسبت يعنى موضوع و محمول مىباشد . بر خلاف نسبت در اين مقوله كه امر تكرارى است . مثلًا زيد به عمرو نسبت برادرى دارد و عمرو نيز نسبت به زيد نسبت برادرى دارد . البته اين دو نسبت از يك‌ديگر نه در ذهن و نه در خارج جدا نمىشوند يعنى امكان ندارد كه يكى نسبت به ديگرى برادر باشد اما
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 732 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى