تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
بنابراين نفرت علاوه بر آن كه از اين جهت با كراهت مغايرت دارد ، نقطه مقابل شهوت هم هست ؛ زيرا شهوت ميل طبيعى به شىء است و نفرت انزجار طبيعى از آن . حال كه دانستيم « اراده » مغاير با « شهوت » است ، از اين جا معلوم مىشود كه اراده با « شوق » نيز مغاير است ؛ زيرا گاهى شوق و شهوت به چيزى حاصل است ، اما اراده به انجام آن نيست . پس تفسير اراده به « شوق » آن گونه كه بعضى چنين كرده‌اند درست نيست .

مراتب افعال ارادى انسان

متن وملخّص القول - الذى يظهر به أمر الارادة . . . كالإنسان في أفعالها الاراديّة . ترجمه ملخص گفتار در اين مبحث به نحوى كه معنى اراده به عنوان كيفيتى كه اعمالِ فاعلِ مختار مبتنى بر آن است روشن شود ، اين است كه : بر اساس اصول عقلى ، هر يك از انواع جوهرى مبدأ فاعلى براى افعالى مىباشند كه صدور آن منسوب به آن نوع است . وافعال ، كمالات ثانيه براى نوع مىباشند . بنابراين ، نفس انسانى كه صورت جوهرى هست و ذاتاً مجرد و فعلًا مادى است ، علت فاعلى براى افعالى است كه از انسان صادر مىشود . از اين رو نفس انسانى كه صورت جوهرى بوده و ذاتاً مجرد و فعلًا مادى است علت فاعلى براى افعالى مىباشد كه از انسان صادر مىشود . لكن انسان مَبدَئى علمى است كه از او صادر نمىشود ، مگر چيزهايى كه آن را به عنوان كمال ثانوى ، از غير كمال تمييز مىدهد . و از اين جهت قبل از فعل محتاج به تصور فعل و تصديق به اين‌كه كمال براى او هست ، مىباشد . ( پس از تصور فعل ) هرگاه تصديق ( به كمال بودن آن ) جزء بديهيات يا ملكهء نفسانى باشد ، بىدرنگ به كمال بودن آن حكم مىكند ، و در آن تأمل روا نمىدارد . مانند متكلمى كه بدون تأمل به
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 701 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى