تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
خود را نشان مىدهند و هر جا تاريكى باشد اجسام رنگ خود را نمىنمايانند . از اين رو بايد بگوييم نور حقيقتى جداى از ظهور رنگ‌ها دارد كه در پرتو آن رنگ‌ها آشكار مىگردند و ظهور رنگ‌ها تابع نور است .

اصوات كيف‌هاى مسموع هستند

متن والمسموعات : هى الأصوات . والصوت . . . في الحسّ معدوماً في خارج الحسّ . ترجمه كيف‌هاى شنيدنى همان اصواتند . و صوت كيفيتى است كه از كوبيدن سخت يا كندن سخت حاصل مىشود و به دنبال آن تموّج هوايى كه حامل صوت است از پى مىآيد . هنگامى كه موج به هواى مجاور پردهء گوش برسد صوت احساس مىگردد . بديهى است كه صوت خود موج يا خود كوفتن يا كندن نيست . و ( نيز ) اين چنين نيست كه صوت محسوس ، خيالى در قوّهء حاسهء انسان بوده در خارج معدوم باشد . شرح وقتى دو جسم ، سخت بر هم كوفته مىشود يا جسم به سختى از جايى كنده مىشود از آن صدايى به گوش مىخورد كه ما آن را « صُوت » مىناميم . حامل صوت ، موجى است كه بر اثر كوفتن يا كندن ايجاد مىشود و تا پردهء گوش حركت مىكند . هنگامى كه هواى حامل صوت به پردهء گوش خورَد « صُوت » احساس مىشود . بر اين اساس ، صوت چيزى است كه از كوفتن يا كندن به وجود مىآيد ، نه اين‌كه نفس كوفتن يا كندن ، خود صوت باشد ؛ زيرا صوت رؤيت شدنى نيست ، در حالى كه كوفتن يا كندن رؤيت شدنى هستند . همانطور كه هواى حامل صوت نيز صوت نيست ؛ زيرا تموّج قابل لمس است بر خلاف صوت . بعضى چنين پنداشته‌اند كه صوت واقعيت خارجى ندارد و آن يك امر خيالى