مجاور خود را گرم مىنمايد يا مانند آنكه سياهى روى كاغذ نمونه و مثالى از خود را در چشم منعكس مىكند .
كيفهاى محسوس به عدد قواى حسى به پنج قسم تقسيم مىشوند . اولين آنها كيفهاى مبصر هستند .
رنگها ، كيفهاى مبصر هستند
متن
والمبصرات : منها الألوان . . . بالأجسام المُشفّة او انعكاس منها » .
ترجمه
از جمله مبصرات ، رنگها هستند ، مشهور اين است كه رنگها كيفيتهاى عينى موجود در خارج از حس هستند ، و نوع بسيط از رنگ ، سفيدى و سياهى است ، و باقى رنگها از تركيبهاى مختلف اين دو پديد مىآيند .
همچنين گفته شده كه اصول رنگهاى بسيط پنج تا است ؛ سياه ، سفيد ، قرمز ، زرد و سبز . و باقى رنگها مركب از اينها هستند .
بعضى ديگر گفتهاند كه رنگها كيفيات خيالى هستند كه وجودى در خارج از حس ندارند ، مانند هاله و قوس قزَح و غير اين دو . كه از اختلاط هوا با اجسام شفاف يا انعكاس اجسام شفاف به وجود مىآيند .
شرح
بديهى است كه اظهار نظر در امور تجربى در قلمرو فلسفه نيست . بلكه علوم آزمايشگاهى و به طور كلى علوم طبيعى بايد دربارهء مسائل حسى سخن بگويند ، لذا هر جا فلسفه در قلمرو علوم طبيعى و فلكى پا گذارده است يا به خطا رفته ، و يا از پيش فرض خود كه عبارت است از اينكه در فلسفهء حقيقى به جز از برهان عقلى نبايد مدد جست ، عدول كرده است .