عمار نقل كرده كه گويد خدمت حضرت عرض كردم ، كسى هديه و بخششى به من ميدهد و توقع دارد كه من هم چيزى به او بدهم ولى من ميگيرم هديه او و چيزى به او نميدهم آيا اين عمل جائز است ؟ فرمود آرى اشكالى ندارد و آن هديه براى تو حلال است ولى خوب است كه تو هم به او عطيهاى بدهى . و اين قول نظر مشهور و بسيارى از علماء است و بحسب مدارك فتواى قوى و صحيحتر است . ولى مرحوم شيخ گفته كه هر بخشش و هديهاى پاداش ميخواهد كه مطابق اين نظريه جبران و عوض دادن لازم است گر چه خود بخشنده مطالبه نكند ( و اين قول بعيد است ) و ابو الصلاح كه يكى از فقهاء است چنين گفته كه بخشنده اگر بحسب مقام و رتبه اجتماعى پائينتر از طرف باشد در اين صورت آن شخصيت بزرگتر بايد پاداش چنين بخشندهاى را بدهد . يعنى چيزى لا اقل به مقدار ارزش اين هديه و بخشش بدهد و تا وقتى كه اين بخشش را جبران كرده و عوضش را نداده نميتواند در آن هديه تصرف نمايد ولى ظاهرا اين نظريه صحيح نيست .
البته در صورتى كه بخشنده شرط عوض كند و به شرط عوض دادن بخشش نمايد و يك چيز مخصوصى را براى عوض تعيين كند در اين صورت وفاء به شرط لازم و طرف بايد همان شىء معين را بعنوان عوض بپردازد و اگر فقط شرط عوض كند و چيزى را معين نكند ظاهر مطلب اينست كه طرف بايد چيزى مانند همان هديه و يا قيمتش را ببخشنده بدهد ( اگر بخواهد اين هبه و بخشش لزوم پيدا كند و بخشنده نتواند پس بگيرد ) و در همين فرض آيا طرف بخشش لازم است كه حتما مطابق شرط عمل كند و يا ميتواند و اختيار دارد كه عوض بدهد و يا همين شىء بخشيده شده و هديه را به طرف باز گرداند ؟ دو قول است
و التّذمّم للجار - و التّذمّم للصّاحب
يعنى يكى ديگر از صفات دهگانه مراعات ذمّه و عهد و پيمان با همسايه و رفيق . در نهايه گويد تذمم به اين معنا است كه انسان ذمام و پيمان همسايه و رفيقش را مراعات نموده و با اين روش نكوهش مردم را از خود باز دارد و در قاموس گويد تذمّم استنكف يعنى استنكاف و خوددارى كرد مثلا گفته مىشود : لو لم اترك الكذب تأثّما لتركته تذمّما اگر از جهت گناه دروغ را كنار نگذارم از لحاظ تذمّم و حفظ شخصيت دروغ نخواهم گفت . حاصل معنا اين است كه انسان ضرر و زيان را از رفيق خود چه در سفر و چه در حضر و همچنين از همسايه منزل و از همنشين خود در مجلس و از كسى كه به او پناهنده شده و در امان او قرار داده جلوگيرى كند و اين دفاع و حمايت از اين افراد را براى جلوگيرى از زبان مردم و بازداشتن نكوهش و ملامت مردم انجام دهد .
البته اين كار در صورتى و تا حدى خوب و پسنديده است كه بتعصب و جانب دارى غلط منجر نشود كه مثلا براى كمك و يارى آنها ظلم و يا گناهى را مرتكب شود . در قاموس
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى) — صفحة 381
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٨١