تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
نقل كرده به همين تعبير آمده است و همه آنها در لفظ بيك تعبير ( اقراء ) آمده ولى در اين روايت شيخ ( قرى الضّيف ) ذكر شده و اين تعبير بهتر و با معناى لغوى كه در كتابهاى لغت بيان شده مناسب‌تر است . در قاموس گويد قرى الضّيف قرى با كسر قاف و الف كوتاه و فتح قاف و الف بلند ( قراء ) يعنى از مهمان پذيرائى كرد و استقرى و اقترى و اقرى يعنى درخواست ضيافت و مهمانى كرد البته اين بحسب معنائى است كه در كتب لغت شده ولى در عين بسيارى از بناها و صيغه‌ها هست كه در اخبار و گفتگوهاى عمومى و يا اصطلاحات خصوصى رائج و مستعمل است كه اهل لغت متعرض آنها نشده اينجا هم ممكن است لفظ اقراء از آن قبيل باشد و از بعضى نقل شده كه باب افعال ( اقراء ) در اين مورد براى تعريض باشد به اين معنا كه ( اقراء ) يعنى خود را در معرض پذيرائى مهمان قرار دادن نظير اباع البعير يعنى شتر را در معرض فروش قرار داد و گفته شده اقراء الضّيف يعنى تقاضاى مهمانى و پذيرائى از مهمان و معلوم نيست اين گوينده اين معنا را از چه ماخذى گرفته و ممكن است از اواخر سخنان فيروزآبادى صاحب قاموس گرفته باشد ولى ظاهرا اين معنا از آن كلام استفاده نميشود . على كل حال اين دو عمل ( اقراء الضّيف - و اطعام السّائل ) پذيرائى مهمان و غذا بسائل دادن يا مختص بمؤمن است يا مسلمان مطلقا يعنى از صفات پسنديده دهگانه پذيرائى و غذا دادن بهر مسلمانى چه شيعه و چه غير شيعه همچنان كه بعضى از اخبار بر اين دلالت دارد و يا منظور عموم است كه از مهمان و سائل و درخواست‌كننده پذيرائى و اجابت خوب است گر چه كافر باشد همچنان كه در زبانهاى مردم اين جمله مشهور است : اكرم الضّيف و لو كان كافرا البته منظور كفار غير حربى است ولى كفار حربى و دشمنانى كه در حال جنگ با اسلام و مسلمين هستند ظاهرا مشمول اين حكم نباشد . و البته اين موارد بحسب فضيلت و ارزشهاى افراد و از نظر نيت ميزبان و غذا دهنده و از جهت نياز و استحقاق مهمان و سئوال‌كننده تفاوت دارد و اغلب موارد وظيفه استحبابى است و گاهى هم لازم و واجب مىشود مثلا موقعى كه مهمان و يا سائل در معرض خطر هلاكت و مرگ قرار گيرد . و المكافاة على الصّنائع يعنى پاداش دادن باحسان و نيكى ديگران . در قاموس گويد كافأه مكافئة و كفاء جازاه جزا و پاداش داد و در نهايه است . اصطناع از صيغه است كه بباب افتعال رفته و صيغه به معناى عطا و بخشش و احسان است . و البته اين مطلب يعنى پاداش در مقابل احسان از افعال مستحبه است و از آداب انسانى و اسلامى است چون قبول احسان بدون پاداش و عوض مسلما جائز است . دليل بر اين . روايتى است كه اسحاق بن
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى) — صفحة 380 | العلامة المجلسي / همدانى