رسالت ميخواهند تا ايمان بياورند ، بلكه بهانهجوئى ميكنند و اساسا هيچ خوف و وحشتى از آخرت ندارند و لذا از هر گونه تذكر سرپيچى كرده و روى گردانند
هُوَ أَهْلُ التَّقْوى
آن خدا سزاوار تقوى و شايسته اينكه انسان از عذاب او بپرهيزد
وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ
و اهل بخشش به بندگانش است .
در كتاب توحيد صدوق از حضرت صادق عليه السّلام در تفسير اين آيه نقل كرده كه فرمود خداوند : من شايسته اين هستم كه از من پرهيز شود و بنده من در عبادت شريكى اتخاذ نكند و شايسته اين هستم كه اگر بنده من مشرك نشد او را بخشيده و داخل بهشت نمايم .
يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ
از آن روزى كه شدائد و مشكلاتش
مُسْتَطِيراً
كاملا آشكار و فراگير است كه اين جمله اعتقاد كامل و دورى آنان را از گناه و معصيت مىرساند ( هميشه در خوف و هراسند ) و مرحوم صدوق در مجالس از حضرت باقر مستطير را به معناى كلوخ وحشتناك و على ابن ابراهيم گفته مستطير يعنى عظيم و بزرگ يوما
« عَبُوساً »
از عذاب آن روزى كه در آن روز چهرهها كريه و گرفته و درهم است و يا مانند شير درندهاى كه حالت عبوس و قيافه حمله به خود گرفته
قَمْطَرِيراً
چهره آن روز شديدا گرفته مانند كسى كه با چشم افروخته ابروها را جمع كرده . على ابن ابراهيم گفته قمطرير يعنى شديد .
وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً
حضرت باقر عليه السّلام فرمود : انبساط و طراوت در چهره و سرور و خوشحالى در دل به آنها عنايت فرمود .
وَ شَدَدْنا أَسْرَهُمْ
با اعصاب مخصوص مفاصل استخوانها را محكم نموديم .
على ابن ابراهيم گفته يعنى آنها را آفريديم .
بَدَّلْنا أَمْثالَهُمْ تَبْدِيلًا
يعنى اگر بخواهيم آنان را هلاك نموده و امثال و نظائر آنها را خلقت ميكنيم و شدّة الأسر يعنى عالم ديگر و جهان آخرت و يا مقصود اين باشد كه اين گروه نافرمان را تبديل بگروه مطيع و فرمانبر مينمائيم در دنيا يدخل في رحمته با هدايت و توفيق بطاعت در رحمت خود داخل مىكند و يا در نعمت ولايت داخل مينمايد .
وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ
ارشاد و راهنمائى كنم ترا بشناسائى پروردگارت
فَتَخْشى
تا در نتيجه خوف از خدا داشته و واجبات را انجام داده و از محرمات دورى كنى چون روشن است كه خشيت فرع بر معرفت و پس از آنست
لِمَنْ يَخْشى
اين تذكرات براى كسى مفيد است كه حالت خشيت داشته باشد
مَقامَ رَبِّهِ
از ايستادنش در مقابل پروردگار در روز حساب . چون ايمان و علم بمبدأ و معاد دارد
وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى
از پيروى هواى نفس خوددارى نمايد چون ميفهمد كه هواى نفس موجب شقاوت و بدبختى است . على ابن ابراهيم گفته منظور آن هنگامى است كه بنده در برابر معصيت و گناهى قرار گيرد و دسترسى به آن داشته باشد فقط از ترس الهى آن گناه را رها كند كه پاداشش بهشت است .