تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
برابر قدرت الهى داشته باشيد و قطعا چنين نيروئى مستقل نداريد پس نميتوانيد فرار كنيد . و يا اينكه معناى آيه اين باشد اگر قدرت داريد در زمين و آسمانها نفوذ كنيد و براى دستيابى باسرار آفرينش كرات آسمانى و بدست آوردن حقائق علمى بگردش در آسمانها و تحقيق و كنجكاوى بپردازيد . اين سفر فضائى را انجام دهيد و باسرار و حقائق علمى پى ببريد ولى بايد افكار خود را تقويت كرده و قدرت علمى بدست آورده و با تهيه ابزار و وسائل مسافرت فضائى خود را مجهز نموده و سلطه و نيروى اين سفر كيهانى را در اختيار داشته باشيد . و اقول در كتاب معاد اخبار در رواياتى در اين زمينه نقل شد .
وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ
. بيضاوى در تفسير خود گفته يعنى از موقف الهى كه بندگان براى حساب مىاستند بترسند . و يا از مقام و قيام و مراقبت خدا باحوال و اعمال بندگان بترسد . و يا از مقام و ايستادن بنده خائف نزد پروردگارش براى حساب بيكى از دو معناى گذشته ( از توقف خود در قيامت براى حساب يا تحت مراقبت الهى بودن در دنيا ) بالاخره از موقف موقف خود انسان منظور باشد يا در دنيا كه در مقام مراقبت خداوند قرار گرفته و يا در آخرت كه در مقام حساب و بررسى دقيق الهى قرار گرفته پس قاعدتا بايد بگويد خاف مقامه ولى اضافه به ربّ براى تعظيم و بزرگداشت اين موقف حساس و با هول و هراس است و يا اينكه
خافَ مَقامَ رَبِّهِ
يعنى خاف ربّه كسى كه از خداى خود بترسد و لفظ مقام براى مبالغه آمده است .
جَنَّتانِ
دو بهشت يك بهشت براى انسانهاى خائف و ترسان و ديگرى براى طائفه جن خائف چون خطاب به اين دو گروه شده و يا به اين معنا كه براى هر خائفى دو بهشت هست يكى در مقابل عقيده و اعتقادات نيك او و ديگر در مقابل اعمال نيك او . و يا يك بهشت بپاداش انجام طاعت و ديگرى بپاداش ترك معصيت و گناه و يا يك بهشت براى خودش و ثواب اعمالش و ديگرى جائزه كه تفضلا داده مىشود يا روحانى و جسمانى
لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ
تا آخر آيه در مجمع گفته تقدير آيه اين است يعنى اگر فرضا كوه داراى شعور و درك بود و قابليت نزول قرآن را داشت و ما قرآن را بر او نازل ميگرديم اين كوه با اين عظمت و استحكام و غلظت و صلابت در اثر احساس عظمت شأن قرآن و عظمت شأن نازل‌كننده قرآن منشق شده و شكاف عميقى بر ميداشت و از خوف و خشيت الهى دگرگونى پيدا كرده و حالت خشوع و خضوع و فروتنى خاصى پيدا ميكرد . بنا بر اين انسان عاقل و خردمند سزاوارتر است كه اين حالت را پيدا كند اگر توجه بيشترى به احكام و دستورات قرآن بنمايد و گفته شده كه معناى آيه اين است كه اگر كلام و سخن بليغ و رسائى در عالم باشد كه در اثر بلاغت و تأثير خود كوه را بلرزه در آورد آن