پاكى و بدون شائبه است بنده خالص خود نمودهايم
ذِكْرَى الدَّارِ
و آن خصلت اين است كه آنان هميشه در ياد آخرت هستند و همين خصلت عامل خلوص عبادت آنها است از اين جهت كه انگيزه آنان در تمام چيزهائى كه انجام ميدهند و يا رها ميكنند فقط و فقط مشمول لطف خدا بودن و نيل بلقاء و وصل او است و لفظ دار را كه مطلق گفته و اضافه به آخره نكرده ( دار الآخرة ) براى اعلام و تفهيم اين مطلب است كه خانه واقعى و منزلگاه حقيقى همان خانه آخرت است و دنيا خانه واقعى و ابدى نيست ، بلكه معبر و منزل موقتى است .
أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ
يعنى آن كس كه بوظيفه عبادت و اطاعت قيام مىكند .
آناءَ اللَّيْلِ
در ساعات شب
يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ
دلالت بر اين دارد كه جمع بين صفت بيم و اميد پسنديده و شايسته است .
ذلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ
بعباده اين تذكارها عذابهاى اخروى براى هشداردادن خدا است ببندگان خود تا از ارتكاب گناه خوددارى نمايند
يا عِبادِ فَاتَّقُونِ
اى بندگان من از من بترسيد و بكارهائى كه موجب خشم من مىشود خود را آلوده نكنيد .
مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ
. . . آيات قرآنى كه با شنيدن آن پوست بدن مؤمنين از خوف و خشيت ميلرزد و جمع مىشود در مجمع گفته به قرآن كه مثانى ( دو تا دو تا ) گفته شده از اين جهت است كه حكايات و داستانها و احكام و مواعظ قرآن در موارد گوناگون با تعبيرهاى مختلف مكرر شده و چندين بار بتناسب بازگو شده و نيز در خواندن و قرائت تكرار مىشود و در عين حال موجب ملالت و خستگى نميشود چون حسن جاذبه و كشش مخصوصى دارد .
تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ
يعنى دنبال شنيدن مواعيد و هشدارهاى قرآن رعشه و لرزهاى آنان را ميگيرد
ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ
و دنبال شنيدن وعدههاى ثواب و پاداشها نشاط خاصى پيدا كرده و پوستهاى بدن لينت و نرمش يافته و در اثر تذكار خداوند ثواب و پاداش را دلهاى آنان آرامش مييابد كه مفعول
ذِكْرِ اللَّهِ
( الجنّة و الثّواب ) چون معلوم و روشن است حذف شده . و از عباس بن عبد المطلب نقل شده كه پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : هنگامى كه بندهاى از خوف خدا لرزه بر اندامش افتد تمام گناهانش همانند خزان فرو ميريزد . قتاده گفته اين حالت اولياء خدا است كه خداوند آنان را توصيف فرموده كه رعشه و لرزهاى آنان را ميگيرد و دلشان آرامش و سكون مييابد .
و بصفت از دست دادن عقل و خرد و فرا گرفتن غشوه و خود را از دست دادن كه گاهى دراويش و متصوّفه ادعا ميكنند توصيف نفرموده كه اين عمل از اهل بدعت و از شيطان است .
تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ
. آسمانها نزديك است از عظمت و احساس بزرگى حق منشق