است و يا منظور عاقبت و پايان است از مرگ و بعدا بعث از قبر و بعدا حساب و پاداش كه حالت انسان مانند حال آن برده و بندهاى است كه پس از مدت طولانى به خدمت سيد و مولاى خود برسد و اين مولا و مالك از تمام احوال و افعال گذشته او كمال اطلاع و آگاهى را دارد . در اين حال مولاى او يا از افعال اين بنده راضى و خشنود است كه در نتيجه اين ملاقات همراه با بشارت و سرور و خوشحالى است و يا اعمال و افعال گذشته مورد خشم و نارضايتى بوده كه در اين صورت ملاقات توأم با خشم و ناراحتى است ( پس آيه مثل است ) على بن ابراهيم گفته آن كس كه لقاء إله را دوست داشته باشد اجل و مرگ او زود ميرسد . در توحيد از امير مؤمنان على عليه السّلام در تفسير اين آيه -
مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
نقل كرده كه فرمود يعنى كسى كه ايمان ببعث و رستاخيز دارد قطعا وعده الهى به ثواب و عقاب خواهد آمد و محقق مىشود . پس لقاء به معناى رؤيت نيست و لقاء به معناى بعث و برانگيخته شدن است
وَ هُوَ السَّمِيعُ
اقوال و گفتارهاى بندگان را مىشنود العليم از عقائد و اعمال آنها آگاه است .
وَ إِلَيْهِ تُقْلَبُونَ
بسوى او بازگشت ميكنيد
وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ
شما نميتوانيد خداوند را عاجز و ناتوان كنيد از اينكه شما را درك نموده و تحت قدرت خود قرار دهد
فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ
اگر به آسمان و زمين فرار نموده و متوارى و پنهان شويد بالاخره شما را درك مينمايد و ميگيرد
مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ
جزا و يا روياروى نيست كه شما را از بلاها و از بعث و لقاء او باز دارد .
أُولئِكَ يَئِسُوا مِنْ رَحْمَتِي
آنان از رحمت من مايوس و ناميدند چون رستاخيز قيامت و كيفر و پاداش را انكار ميكنند
وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
بسبب كفر و عنادشان
لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ
نظر نميدهد و باز نميدارد و پدرى از پسرش و قرائت شده لا يجزى از اجزاء به معناى اغناء نميتواند بىنياز كند پدرى از جانب فرزندش - هر كس مسئول اعمال خويشتن است -
إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
وعده الهى بكيفر و پاداش حق است .
لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
خصلت و صفت نيكى كه سزاوار است از آن تأسّى و پيروى شود مانند پايدارى و استقامت در صحنه نبرد و تحمل و پذيرش شدائد و مشكلات
لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ
يعنى اميد به ثواب الهى يا لقاء و ديدار او و نعمتهاى آخرت و يا روزها و روزگار خدا و مخصوصا روز واپسين و رجاء ممكن است به معناى آرزو و به معناى خوف و ترس باشد و اضافه بر رجاء كثرت ذكر و زياد در ياد خدا بودن را كه نتيجهاش ملازم و مراقب بودن باطاعت است ذكر كرده چون كسى كه تأسّى برسول خدا بنمايد بايد اين چنين باشد
وَ تَخْشَى النَّاسَ
آيا از ملامت و سرزنش مردم ميترسى ؟
وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ
و خدا براى ترس از او سزاوارتر است اگر منشأى باشد
وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً
پس بايد