تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
مىكند ( كه انسان خود را تحت سرپرستى و هدايت انسان كامل يعنى امام قرار دهد ) تا آخر آيه 10 سوره اسرى كه بمؤمنين دو بشارت ميدهد يكى پاداش و ثواب بزرگ به آنها و ديگر عقاب و كيفر شديد بكفار و دشمنان آنان .
وَ ما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا
امر آنها به تو موكول نشده كه آنها را باجبار وادار به ايمان بنمائى فقط تو نويد دهنده و هشدارگر هستى تو خود با اين مردم مدارا كن و اصحاب و ياورانت را هم بتحمل نادانى آنها و چشم پوشى از آنان دستور ده .
إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُوراً
سزاوار است كه از عذاب خداوندى همگان حتى ملائكه و پيامبران بر حذر باشند .
لِمَنْ يَخْشى
آن كس كه در قلب او خوف و رقت باشد كه از انذار و هشداردادن متأثّر شود .
أَ فَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ
على بن ابراهيم گفته يعنى مگر براى آنها بيان نكرد .
يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ
يعنى اينها آثار هلاكت و نابودى آنان را مىبينند
لِأُولِي النُّهى
يعنى صاحبان عقل و خرد كه همان عقل آنان آنان را از غفلت و كوردلى نهى كرده و باز ميدارد .
وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ
از عظمت و سطوت حق
مُشْفِقُونَ
ميلرزند اصل معناى خشيت ترسى است كه با احساس عظمت و بزرگى توأم باشد و از اين جهت خشيت از حق را بعلماء و دانايان نسبت ميدهد . و اشفاق خوف و ترسى است كه با عنايت و توجه خاصى باشد و اگر با لفظ ( من ) استعمال شود معناى خوف بيشترى را مىرساند و اگر با لفظ على استعمال شود بر عكس خوف كمترى را مىرساند .
قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ
كيست شما را حفظ كند و نگه دارد
مِنَ الرَّحْمنِ
از كيفر و عذاب او
إِنْ أَرادَ بِكُمْ
اگر بخواهد شما را كيفر دهد و در تعبير بلفظ الرّحمن عنايتى است كه هيچ نگهدارنده جز رحمت واسعه حق نيست و اگر با لطفش بدىها را بر طرف مىكند فرصت و مهلت دادنى است .
بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ
اساسا ياد حق در فكر آنان خطور نميكند تا از غضب و كيفرش خوف داشته باشند .
أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ
بسرزمين و منطقه كفار نظر كرده
نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها
با سيطره و تسلط مسلمين از آن سرزمينها ميكاهيم و اين آيه موضوع غلبه مسلمين را بر كفار تصوير مينمايد
أَ فَهُمُ الْغالِبُونَ
رسول خدا و مؤمنين غالب و پيروزند . و در كافى از حضرت صادق عليه السّلام در تفسير ننقصها فرموده كاستن از زمين بمرگ علماء كه قبلا هم در همين موضوع صحبت شد . الفرقان ما بموسى و هارون فرقان داديم يعنى كتابى جامع كه بين حق و باطل فرق گذاشته و روشن مىكند و ضياء كه در ظلمت جهل او سرگردانى روشنگرى دارد و ذكرا كه اهل تقوى متذكر و پند ميگيرند بالغيب حال است از فاعل يخشون در حال خلوت و پنهان