مؤلف : در « علم رجال » مقرر است ، بعد از آنكه تمام رجال سند ، موثق باشند ، ضعيف بودن پارهاى از رجال سند ، در نزد بعضى از علماى حديث - با نياوردن دليل ضعف - مورد اعتنا نيست ، و موجب وهن سند نميشود .
علاوه بر اين ، احتجاج و استدلال بچنين حديثى ، در چنين مقامى جايز است .
و بزرگان علم فقه و حديث ، بر جواز اين استدلال ، اتفاق دارند .
و شايد مقصود « هيثمى » از آن « بعضى » ، - على بن سعيد رازى - باشد ، كه استاد حديث بوده ، و به « عليّان » شهرت داشته است . وى مردى حافظ ، سيّاح ، جهانگرد ، و داراى فهم و حافظه بوده است .
ابن يونس ، در تاريخ خود گفته :
« دربارهء او حرفهائى زدهاند ، و لكن او ، از اجلّهء محدّثين بوده ، و همنشينى با پادشاه داشته ، و از دوستان نزديك بعضى از حكّام بوده است . »
ابن حجر ، كلام « ابن يونس » را تعقيب كرده ، ميگويد :
« بعيد نيست حرفهائى هم كه دربارهء وى زدهاند بخاطر همين باشد ، كه در بعضى از امور دولتى ، دخالت داشته است . »
و حمزة بن محمد كتانى ، حكايت مىكند كه :
« عبد اللّه بن احمد جواليقى ، او را احترام ميكرده است . »
و مسلمة بن قاسم ، ميگويد :
« وى ، معروف به - عليّان - و مردى ثقه ، و داناى بحديث بوده ، و عدّهء زيادى از وى ، براى من ، حديث كردهاند . »
ابو احمد بن عدى ، ميگويد :
« هيثم دورىّ ، به من گفت : عليّان با - رجاء - غلام متوكل ، بدرس ميرفت . و او هركه را كه ميخواست ، ( بدربار متوكل ) اجازه ميداد ، هركه را كه نميخواست ، مانع ميشد . »
( ابو احمد بن عدى ) گويد :
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 84
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٨٤