5 عزاى ديگر در منزل « امّ سلمة » بعد از خبر دادن جبرئيل عليه السلام
حافظ كبير ، ابو القاسم طبرانى ، در كتاب « المعجم الكبير » - آنجا كه ترجمهء سبط اصغر ، حسين سلام اللّه عليه را ميآورد - ميگويد :
« عبد اللّه بن احمد بن حنبل ، از عباد بن زياد اسدى ، از عمرو بن ثابت ، از اعمش ، از ابو وايل ، شقيق بن سلمه ، از امّ سلمة نقل كرد ، كه :
حسن و حسين ( رضى اللّه عنهما ) در منزل من ، مقابل رسولخدا ( صلى اللّه عليه ) مشغول بازى بودند كه جبرئيل ( عليه السلام ) نازل شد . ( در حالى كه با دستش بحسين اشاره مينمود ) گفت :
اى محمد ! امتت بعد از تو ، اين فرزندت را مىكشند ! .
( امّ سلمه ميگويد ) : رسولخدا ( صلى اللّه عليه ) گريه كرد و او را به سينه چسبانيد ، سپس به من گفت :
اين تربت ، نزد تو امانت باشد .
بعد از آن ، خاك را بوئيد و گفت :
بوى اندوه و بلا ميدهد !
امّ سلمه ، اضافه مىكند :