4 خبرى از جبرئيل ، و مجلس عزائى در خانه امّ سلمه ( امّ المؤمنين )
حافظ كبير « ابو القاسم طبرانى » در كتاب « المعجم » ، از على بن سعيد رازى ، از اسماعيل بن ابراهيم بن مغيره مروزى ، از على بن حسين بن واقد ، از پدرش ، از ابو - غالب ، از ابو امامه روايت كرده ، كه گفت :
« رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) ، بهمسران خود سپرد ؛ اين كودك - يعنى حسين - را نگريانيد ! » .
راوى گويد :
« روزيكه رسولخدا در منزل امّ سلمه بود ، جبرئيل - در داخل اطاق - به آن حضرت ، نازل شد .
حضرت فرمود : نگذاريد كسى بر من وارد شود .
در اين ميان ، - حسين - آمد ، وقتى پيمبر ( صلى اللّه عليه و سلم ) را در اطاق ديد ، خواست تا درون اطاق برود ، امّ سلمه ، او را در آغوش خود گرفت ، و او را با كلمات خود ، سرگرم و آرام كرد . ليكن ، وقتى ديد كه شديدا گريه مىكند ، رهايش كرد . ( حسين ) داخل اطاق شد ، و در دامن پيامبر صلى اللّه عليه و سلم نشست .
جبرئيل برسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) عرض كرد : امّتت اين پسرت را خواهند