منسوب است - و روز پيامبر خدا ، و روز عيد قربان رسولخدا ، و « ذبح عظيم » آن حضرت دانست .
بنابراين ، اگر روايت « ابو المؤيد موفق خوارزمى حنفى » را - كه در سال 568 وفات يافته است - بحسن قبول ، تلقى كنيم ، كار نوظهورى نكردهايم .
وى در جلد اول كتاب خود « مقتل الامام السبط الشهيد » - كه معروف و متداول است - در صفحه 163 در روايتى چنين آورده است :
« بعد از آنكه يكسال تمام ، از ولادت « حسين » گذشت . دوازده فرشتهء سرخرو ، بر رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) نازل شدند ، و در حالى كه پر و بال خود را گسترده بودند ، چنين گفتند :
اى محمد ! بر سر فرزندت - حسين - آن خواهد آمد ، كه از ناحيهء قابيل بر سر هابيل آمد . و خداوند ، نظير پاداشى را كه بهابيل داد ، به او خواهد داد . و نظير كيفرى را كه بقابيل داد ، بقاتل او ميدهد . »
سپس اضافه كرده است :
« هيچ فرشتهاى در آسمان نماند ، مگر اينكه برسولخدا نازل شده و او را سرسلامتى داده ، و بپاداشى كه از طرف خداى تعالى ، بوى عطا مىشود ، آگاه ميساخت .
و تربت « حسين » را بآنحضرت ، عرضه ميداشت . و آن جناب ميگفت :
بارالها ! دچار خذلان كن آنكسانيرا كه حسين مرا يارى نميكنند ، و بكش آنكسى را كه او را ميكشد ، و او را از آرزوهايش بهرهمند مساز .
و بعد از آنكه دو سال تمام ، از ميلاد حسين ، گذشت ، رسولخدا براى سفرى بيرون رفت . وقتى مقدارى راه پيمود ، ناگهان ايستاد و با چشم گريان گفت :
- إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ -
سبب پرسيدند . فرمود :
اين جبرئيل است ، مرا از سرزمينى در كنار فرات ، خبر ميدهد كه اسمش « كربلا » است . فرزندم - حسين بن فاطمه - در آنجا كشته مىشود .
پرسيدند ، چه كسى او را ميكشد ؟ فرمود :