تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
« مردى بنام يزيد - كه خداوند ، وجود ويرا بىبركت گرداند - و گويا ، هم‌اكنون اقامتگاه و مدفن او را در آن سرزمين ، مىبينم ، در حالى كه سرش را بارمغان مىبرند . به خدا سوگند ! كسى از ديدن سر فرزندم - حسين - خوشحال نميشود ، مگر آنكه خداوند ، او را دچار نفاق نموده ، و ميان قلب و زبانش مخالفت ميافكند ( يعنى ايمانى را كه به زبان ، ادعايش مىكند ، در دلش نميماند . ) » و نيز ( ابو المؤيّد ) اضافه مىكند : « سپس ، رسولخدا از اين سفر برگشت . و در حالى كه غمناك بود ، بمنبر رفت . و در ضمن اينكه - حسن و حسين - در مقابلش قرار داشتند ، براى مردم ، خطبه‌اى ايراد نمود و موعظه كرد . بعد از فراغت از خطبه ، دست راست خود را بر سر - حسين - نهاده و سر را بسوى آسمان ، برداشت ، و عرض كرد : بارالها ! من ، بندهء تو ، و پيامبر تو ( محمدم ) . و اين دو ( كودك ) ، پاكان عترت منند ، و برگزيدگان ذرّيّهء من و نسل منند - كه بعد از خود ، باقى ميگذارم - بارالها ! جبرئيل به من خبر آورد ، كه اين فرزندم - حسين - بىيار و ياور ، كشته خواهد شد . پروردگارا ! كشته شدن او را براى من ، مبارك گردان . و او را از - سادات شهيدان - قرار ده ، كه تو بر هر چيز ، توانائى . پروردگارا ! در قاتل او ، و كسى كه يا ريش نكند ، مباركى و ميمنت قرار مده . » آنگاه ( ابو المؤيّد ) ميگويد : « مردم ، در مسجد - وقتى اين كلام را شنيدند - يكپارچه گريه سر دادند . حضرت فرمود : آيا گريه ميكنيد ، ( ولى ) ياريش نميكنيد ؟ پروردگارا ! تو خودت ولىّ و ياور او باش . » سپس ( ابو المؤيّد ) ، خطبه‌ايرا كه آنحضرت ، بعد از مراجعت از سفرش ، و چند روز قبل از وفاتش ، ايراد كرده بود ، از « ابن عباس » نقل مىكند . و شايد خطبهء مزبور ، بعد از مراجعت از « حجة الوداع » بوده است . ( بهر حال ) عبارات آن خطبه ،